« عندلیبان را چه پیش آمد؟»

اخبار ترشیز
Typography

حمید ضیایی

روزگاری در این شهر ضرب‌آهنگ «دفه » قالی بافی به گوش می‌رسید. در هر کوچه و پس کوچه کارگاه‌های کوچکی بود که ملودی «نقشه خوانی» اش نوای دل انگیزی به گوش می رساند. شهری بود پویا وپوینده! پشت دارهای قالی زنان و مردان دوشادوش یکدیگر ، هویت و فرهنگ این شهر را رج می زدند

تا نقش و نگارش از کدام سرزمین دور سر برآورد تا نام این شهر تاریخی را بر تارک‌اش بدرخشاند.

دیری‌ست که این نقش و نگارها مهجور مانده است. نه نوایی و نه عطری از رنگرزها! گویی آهن‌ها همه چیز را بلعیده‌اند.

اول قرارم براین بود تا به تاریخچه فرش کاشمر بپردازم! اما، این موضوع هم‌چون تاریخ این شهر پر است از اما و اگر و چون و چرا.... گویی این شهر در ابهام دیرینه فرورفته و هیچ سرِ فرازش نیست. مجال کوتاه بود و منابع پراکنده. فرصتی دست نداد تا بخوانم و بدانم! بخت یارم شد و مرا پیش کسی برد که سالهاست در این کار مویی سپیدکرده و دیده‌ای کم نور! ولی پراز درد، پای دردِ دل‌هایش نشستم و شنیدم!

حاج علی اصغر مجیدی در سال 1328 در روستای «مزده» از توابع خلیل‌آباد دیده به جهان گشود؛ به رسم آن روزگار از پنج سالگی دست‌اش به کار آموخته شد، و همّت اش را در این راه گذاشت. بیش از شصت سال در حرفه‌ی قالی بافی و نقشه کشی است. امروز دلی پر درد دارد و سینه‌ای بیمار و گلایه‌مند از غیاب آن همه اصالت و فرهنگ. آنچه در ادامه خواهید خواند گفت‌وگویی است با ایشان.

 

+ از چند سالگی قالی بافی را شروع کردید؟

-  از پنج سالگی پدرم ما را پشت دار قالی نشاند. 10 سال شاگردی کردم و فوت وفن کار را به نحو احسن یاد گرفتم و در پانزده سالگی نخ و پشم تولید می کردیم و خودم دستگاه قالی بافی زدم و شروع کردم.

 

+ نخ را خودتان تولید می کردید؟

-  بله! پشم گوسفند را می گرفتیم، می دادیم کارخانه تا بزنند«آماده ی ریسیدن» و بعد خانم ها در خانه شروع می کردند به«رشتن». دو نوع پشم گوسفند داشتیم؛ پشم«مهر» (پشمی که در مهر ماه چیده می شد) و پشم بهاره! هرکدام از اینها را هم، جدا می بافتیم. این دو را با هم قاتی نمی کردیم.

 

+ تفاوتشان چه بود؟ قیمتش فرق داشت؟

-  نه خیر! پشم مهر استقامت بیشتری داشت و البته زبرتر بود. پشم بهاره قالی نرم‌تری داشت .

 

+ شما از پانزده سالگی کارفرما بودید و آموزش می دادید. چند کارگر داشتید؟

-  پسر عموهامان بودند و برادرخواهرهامان که دوازده _سیزده نفری می شدند،  می آمدند یاد می گرفتند و می رفتند.

 

+ از چند سالگی وارد حرفه نقشه کشی قالی شدید؟

 _ از بیست سالگی که از سربازی معاف شدم آقای علی پور از تبریز آمده بود کاشمر. روزها قالی بافی می‌کردم و شب ها میرفتم پیش او نقشه کشی یاد می گرفتم.

 

+ طرح های فرش کاشمر چه بود؟

-  کاشمر ، حالا طرح اصیلش را از دست داده ! اما، طرح های «افشانِ شیخ صفی» بودکه البته هر کس با سلیقه خودش نقشه را می‌کشید، طوری که اگر صد تا قالی بود مثل هم نبودند، بعد«بت وجقّه» و «لچک ترنج» بودکه حالا دیگر نیست.

 

+ بت وجقّه همان ترنج است؟

-  نه خیر!  بت وجقّه یک بتّه ی تنها بود که تا آخر بافته می شد. طرح دیگری هم که بود «بِندی» بود که نمونه‌اش هنوز در فرش‌های مسجد جامع هست. بعدها هم طرح «کاسه‌کوزه» آمد.

 

+ پس اصیل‌ترین نقش ها کدام بود؟

-  اصیل ترین همان«بِندی» و« افشان شیخ صفی» بود. الآن در استان خراسان همین طرح است البته اصلاح شده‌اش  بافته می شود. کاشمر دیگر اصالت خود را ازدست داده؛ ما طرحی نداریم که ثبت شده باشد. همین بیرجند سه نوع نقش دارد که ثبت شده اما حالا کاشمر هر طرحی را می‌بافد و هویت خودش را از دست داده.

 

 

+ سال هاست فرش کاشمر غریب مانده . چرا؟

بافندگان مشکلات متعددی دارند . از یک طرف بافت هر فرش برای یک خانواده 4 نفره شش ماه وقت می گیرد . مواد اولیه هم گران شده است و با توجه به زمان کفاف مخارج خانواده را نمی دهد . خانواده هایی که از این هنر امرار معاش می کنند با مشکل مواجه اند و شاید این امر سبب شده قالیبافان بدون توجه به تنوع و افزایش کیفیت تنها به فکر اتمام کار بافت یک قالی در کوتاه ترین زمان ممکن باشند. از طرف دیگر فرش کاشمر اصالت و هویت همیشگی و قدیمی خود را ندارد و بیشتر به ظاهر امر توجه شده است تا اصالتی خاص برای قالی کاشمر.

-

 

+ امیدی برای بهتر شدن است؟

-  امید که هست! ولی شرط دارد  ما نیاز به مواد اولیه ارزانتر داریم که امیدواریم  اداره صنعت و معدن مواد اولیه اش را تأمین کند و بدهد به بافنده ها.به این ترتیب نقش واسطه ها هم کم رنگ تر می شود و بافنده ها می توانند روی سود کار حساب کنند. اما اگر تأمین مواد اولیه به خوبی صورت نگیرد ، مواد اولیه از جمله پشم و نخ به دلالان فروخته شود و در تولید مواد اولیه مرغوب تقلب شود وضعیت تغییری نمی کند. .

+  تاریخ فرش کاشمرحدوداً چه‌قدر است؟ نکته:( پاسخ جنبه علمی – تحقیقی ندارد. آنچه آمده است شنیده های آقای مجیدی است. نگارنده مجال پژوهش در این موضوع را پیدا نکرد).

-  تاریخ فرش کاشمر تا جایی که ما از استادان‌مان شنیده ایم به سال 1308 بر می‌گردد. وقتی کاشمری ها برای پنبه چینی به گرگان می‌رفتند، زنان از ترکمن صحرا قالی بافی را یاد گرفتند ، درکاشمر اسم‌اش را گذاشته بودند «قالی بلوچی». اول قالیچه می‌بافتند و بعد ها توسعه‌اش دادند اول می‌ترسیدند قالی بزرگ ببافند .

 

+ وضعیت قالی بافی در حال حاضر چه طور است؟

- عدم حمایت واقعی از قالی‌بافان  سبب شده است قشر جوان کمتر از این کار استقبال کنند  و اگرکار به همین روند ادامه داشته باشد احتمال خاموش شدن چراغ کار قالی بافی هست.  

 

+ شما بیمه هستید؟

-  ما از اول خودمان را بیمه نکردیم. الآن هم از هیچ کجا حق بیمه نمی‌گیرم.

 

+ اطلاع نداشتید که بیمه نکردید؟

-  چرا! اطلاع داشتیم... اما کار فرماها بیمه نکردند. خودمان هم که دنبال بیمه نرفتیم.

 

+ شما هنوز به همان شیوه ی سنتی نقشه کشی می کنید. بیمه هم که نیستید! خرج و مخارج‌تان از همین راه تأمین می شود؟

-  بله! از طریق همین نقشه کشی. برای هر نقشه  300 هزار تومان دست‌مزد می گیرم.

 

+ چه‌قدر یک نقشه کشی زمان می برد؟

-  15روز. تا طراحی کنیم و طرح به دست بیاید.

 

+ یعنی در ازای 15 روز کار شما 300 تومان دست‌مزد دریافت می‌کنید؟

-  بله! بعدش هم همان را بافنده کپی رنگی می گیرد به پانزده هزار تومان. این کپی‌های رنگی هنر را بی ارزش کرده؛ ذوق ما را گرفته و خانه‌نشینمان کرده.

 

در هر ماه چند نقشه برایتان می آید؟

-  گاهی هست که دو نقشه می آید. گاهی هست یکی! گاهی هم هست که هیچی نمی آید.

 

+ زندگی را چگونه می گذرانید؟

-  زندگی ما الآن روی شمعک است. ما الآن از خیلی چیزها چشم پوشیدیم. توان خرید خیلی چیزها را نداریم. کسی هم به داد ما نمی رسد تا بیاید از نزدیک زندگی ما را ببیند، با 70 سال عمر حالا زندگی را با 300 هزار تومان می‌چرخانیم.

 

+ چند تا بچه دارید؟

-  خدا را شکر همه را عروس، داماد کردیم. خودمان هم قانعیم. رضاییم به رضای خدا!

 

 

+ پیشنهاد شما برای رونق قالی بافی چیست؟

-  اگر به حرف ما باشد، اداره صنعت و معدن بیاید مواد اولیه ی بافنده را تأمین کند تا بافنده را بکشند طرف خودشان، بعد تولید را خودشان کارشناسی کنند و درجه بندی کنند و بفروشند. این‌جوری حق کسی هم ضایع نمی شود. الآن خیلی حق ضایع می شود... الآن تولید کننده به فکر حق نیست؛ به فکر سود است.

 

+ به علاقه‌مندان این حرفه چه می گویید؟ کسانی که می خواهند وارد این کار شوند؟

-  کسانی که می خواهند این هنر را یاد بگیرند، اول باید با مواد اولیه آشنا بشوند، نخ را بشناسد... بدانند نخ درجه یک کدام است و درجه‌ی دو کدام. اولین کاری که باید یاد بگیرند این است. کار باید اصولی باشد. اگر اصولی یاد بگیرند می‌توانند کارشان را توسعه بدهند.

 

+ به عنوان کلام آخر اگر حرفی دارید بفرمایید؟

-  من در این کار موسفید کردم، عمرم را گذاشتم، چه در نقشه کشی و چه رنگرزی و چه قالی بافی. فقط بگویم کسانی که می خواهند کار تولیدکنند، اول به فکر آبروی ایران باشند. 

 

+ از شما ممنونم.

-  خواهش می کنم. دست شما درد نکنه

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.