سبد زندگی و جای خالی کتاب در عصر کرونا و گرانی

اخبار ترشیز
Typography

حمید رضا بی‏ تقصیر

چه خبر از حال و هوای کتاب در دیارمان؟ آخرین کتابی که خواندید چه نام داشت؟ آیا کتاب هم می‏ خرید؟ شهرمان چند کتابفروشی دارد؟ آیا عضو کتابخانه عمومی هستید؟ لابد همین اول یادداشت خواهید گفت که «هی فلانی دلت خوشه! در این عصر گرانی و کرونا، کتاب چه جایی در سبد زندگی ما دارد؟

فکر نان باش که خربزه آب است». یقین نهاد کتابخانه‏ های عمومی دیارمان گزارشی از تعداد کتابخانه‏ های تحت امرش خواهد داد و خواهد گفت اینقدر کتاب دارد و اینقدر عضو دارد.

به پرسش‏های صدر یادداشت پاسخ خواهم داد. ولی قبلش باید متذکر شد که در دیارمان فقط نهاد کتابخانه‏ های عمومی متولی کتاب نیست. مجموعه ‏های دیگری هم سر در بحث دعوت مردم به مطالعه کتاب دارند. مثلا می‏ توان به مراکز آموزش عالی شهرستان اشاره کرد. کتابخانه دانشگاه آزاد اسلامی با قریب پنجاه هزار جلد کتاب سرآمد این کتابخانه ‏هاست. روزگاری جمعیت دانشجویی مقیم کاشمر آن هم در سه دانشگاه بالغ بر هشت هزار دانشجو بود. جمعیتی که اینک با وجود پنج مرکز دانشگاهی بسیار کاهش یافته است.

جالب است بدانید در دانشگاه ‏ها کاشمر شاهد انتشار کتاب هم هستیم. البته نمی‏دانم آیا این کتاب‏ها جایی در قفسه کتابخانه‏های عمومی شهرستان دارند یا ندارند؟ مطلوب آن است که هر مدرسه و دبستان و دبیرستان و هنرستان یک کتابخانه ویژه دانش ‏آموزان داشته باشد. شکر خدا در بسیاری از مدارس این مقوله یافت می‏ شود. به شخصه از کمیت و کیفیت آن بی‏خبرم. ولی با خبرم که معلمان مولف و نویسنده داریم. آثار برخی از اینان را دیده‏ام که در نوع خود قابل تامل هستند. روزگاری بعضی از این آثار در این نشریه معرفی شده ‏اند.

به نظر شما چند درصد از دانش ‏آموزان و معلمان اعم از شاغل و بازنشسته عضو کتابخانه‏ های عمومی شهرستان هستند؟ به این پرسش پاسخی نمی‏ دهم. در گذشته، سوای دانشگاه ‏ها و مدارس، شاهد فعال بودن کتابخانه در مساجد هم بوده ‏ایم، کتابخانه ‏های مساجد سه متولی داشتند. یا ابتکار خود مجموعه بانیان و هیئت امنای مسجد بود. یا کانون مساجد بانی آن بودند و یا سازمان تبلیغات اسلامی و بسیج مستضعفین به آنها رسیدگی می‏ کردند. حوز ه‏ های علمیه هم کتابخانه دارند.

بعض از کتابخانه ‏های حوزه ‏های علمیه دیارمان را از نزدیک دیده‏ام. کاش نسخ خطی و سنگی این کتابخانه ‏ها ساماندهی شوند. روزگاری جهاد سازندگی متولی ایجاد کتابخانه در روستاها بود. نمی‏دانم آن کتابخانه‏ها فعالند یا نه؟ سازمان تبلیغات اسلامی هم به سهم خودش کتابخانه‏ های داشته است. البته منظور از کتابخانه ساختاری شبیه نهاد کتابخانه ‏های عمومی نیست. اتاقی بود با قفسه کتاب و کتاب‏های حسب موضوعات مورد علاقه متولی آنجا و مخاطبانش. بسیج هم به سهم خود حداقل در پایگاه‏های تحت امرش و بعض مساجد بانی خیر بود.

شهرستان‏مان یک کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم دارد. کنارش یک کتابخانه سیار هم هست. کتابخانه ‏ای که قریب نیم قرن عمر دارد. کاش شعبه دیگری از کانون در سطح شهر و دو بخش فرح‏دشت احداث شود. در بعض جاها نظیر زندان هم کتابخانه وجود دارد. کاشمر این اقبال را داشته است که آستانقدس رضوی در آن کتابخانه داشته باشد. آن هم به حرمت سر خاک آقای شهید. این کتابخانه را باید مجهزترین کتابخانه دیارمان بدانیم. حتی از نهاد کتابخانه‏ های عمومی هم ساختاری مدرن‏تر دارد.

به کتابخانه تخصصی دفاع مقدس هم باید اشاره کرد. کتابخانه‏ ای که در فرهنگسرای دفاع مقدس دارد کارهای کارستان برای نشر آثار مربوط به دفاع از کیان ایران اسلامی منتشر می‏کند. نمی‏دانم اداره اوقاف هم در بقاع متبرکه کتابخانه دارد یا نه؟ البته قفسه‏ های مربوط به نهاد کتابخانه‏های عمومی در بعض بقاع دیده شده است. این نهاد سوای کتابخانه‏ های تحت امرش با برخی از نهادها بانی کتابخانه مشارکتی است. به عنوان نمونه می‏توان به کتابخانه زندان و کتابخانه آرامگاه شهید مدرس اشاره کرد. این کار در نوع خود ستودنی است.

کنار بحث کتابخانه باید به وجود سه ناشر متعلق به بخش خصوصی اشاره کرد.  البته حدس می‏زنم فقط یکی از این سه ناشر هنوز هم کتاب منتشر بکند. کتابفروشی‏های شهرمان هم در خور اعتناء هستند. هنوز کتابفروشی پرورش از قبل از انقلاب برپاست. در حال حاضر شش کتابفروشی واقعاً دارای کتاب در دیارمان فعالیت می‏کنند. البته در مغازه‏های ارائه کننده نوشت‏افزار هم شاهد عرضه کتاب هستیم. سال گذشته یکی از کتاب‏فروشی‏های برتر دیارمان به تهران مهاجرت کرد.

یک کتابفروشی خاص هم شهرمان دارد؛ عزیزی که هر از گاه در گوشه‏ای از شهر  بساط کتاب‏فروشی پهن می‏کند. در ته گودال یا همان جمعه بازار هم بساط فروش کتاب هست. گاهی هم نمایشگاه کتاب در بعض نقاط شهر برگزار می‏شود. متولیان آن هم مختلف هستند. گاهی بخش خصوصی در نگارخانه ارشاد نمایشگاه کتاب دارد. گاهی چادری در یکی از بقاع متبرکه میزبان بحث فروش کتاب است. یک پدیده جالب هم فروش کتاب به صورت مراجعه به افراد حقیقی و یا مراکز حقوقی است.

نگارنده تاکنون چند نوبت شاهد عرضه کتاب توسط چند فروشنده، که با کمی اغماض می‏شود برایشان از تعبیر دوره‏گرد استفاده کرد؛ بوده است. و اما بحث کتابخانه‏های شخصی هم قابل طرح است. در کاشمر تعبیر کتابخانه شخصی سه بار معنایی متفاوت دارد. برخی داشتن مثلاً صد جلد کتاب همراه یک کمد کتابخانه را کتابخانه شخصی می‏دانند. این کتاب‏ها بعضاً کتاب‏های درسی و کمک درسی است. بعضی با دقت بیشتر اقدام به تهیه قفسه کرده و صد تا هزار جلد کتاب را در گوشه هال یا یکی از اتاق‏ها نگهداری می‏کنند.

اینان بیشتر حاوی کتاب‏های مورد علاقه خانواده در سنین مختلف، کتاب‏های رمان و حتی کتاب‏های مذهبی و درسی قاطع مختلف است. برخی عشق کتاب هستند و اتاقی مخصوص کتابخانه دارند و با دقتی مثال‏زدنی پیگیر بازار کتابند و آیین کتابداری را در قد و قامت یک کتابخانه شخصی را بلدند. ایشان برابر علائقشان کتاب تهیه کرده‏اند، مشترک جراید و مطبوعات مورد علاقه‏شان هستند. کتاب‏های نویسنده و مترجم مورد علاقه‏شان را با امضای وی تهیه می‏کنند. کتاب‏ها به جانشان بسته است و مَمهُور به مُهری با نام و نشان مالک هستند.

به لطف وجود ایشان بازار فروش کتبا‏های قدیمی و دست دوم هم کمی تا قسمتی رونق دارد. یقین سوای بحث کتاب و کتابخانه و کتابفروشی مباحث دیگری هم قابل طرح است که در حوصله این یادداشت نیست. برگردیم به پرسش‏های صدر مطلبب. در باره سوال اول یعنی؛ «چه خبر از حال و هوای کتاب در دیارمان؟» باید گفت ظاهراً همه چیز تحت تاثیر کروناست. البته طنز تلخیه که به خاطر کرونا کتابخانه‏های عمومی تعطیل شود، که شد. کاش نمی‏شد. تعطیلی کتابخانه‏ها اندک تعلق خاطر به کتاب را تحت‏تاثیر قرار می‏دهد.

کتابخانه تخصصی دفاع مقدس بانی خیر شده و جمعی از نویسندگان را دعوت به نوشتن در باره شهیدان دوران دفاع مقدس، خانواده‏های ایشان، مدافعان حرم، مدافعان امنیت و شهدای اقشار و آبادی‏های مختلف کرده است. کاری کارستان است. دانشگاه‏ها هم یقین کتاب‏های آماده برای چاپ دارند. و یقین مولفان و نویسندگان مستقر در کاشمر هم طرح‏ها و ایده‏های دارند که امان از کرونا و گرانی و قیمت بالای کاغذ!. از حال و هوای ناشران بخش خصوصی دیارمان هم مختصر نکاتی گفته شد.

به نظرم در کل روی کاغذ حال کتاب در دیارمان هی بدک نیست. امید آخرین کتابی که خوانده‏اید باب دلتان بوده باشد و باعث تغییری در مشی و مشرب و زندگانی‏تان شده باشد. امید رونق بخش کتابفروشی‏های شهرمان باشید و کتاب بخرید. هنوز قیمت کتاب از خیلی از اقلام فست فود و پیتزا کمتر است. البته شاید هم برابر شده باشد. ولی اگر در خرید مشکلی داریم که یقین داریم، مطلوب آن است که عضو کتابخانه‏های عمومی بشویم. که پاسخ آن است که لابد به علت پیک ششم کرونا تعطیل می‏شوند!

بایسته است یادی هم از مجمع خیرین کتابخانه‏ساز دیارمان بکنیم. کاری که برای بانی و بانیان و حامیانش حکم باقیات‏الصالحات را دارد. امید این مجمع بانی کتابخانه مرکزی دیارمان شود. کتابخانه‏ای که از اوایل دهه نود بحثش مطرح شده است. امید این مجمع گوشه چشمی به روستاها هم داشته باشد. بالاولایت و پایین ولایت کاشمر بسان روستای فدافن نیازمند کتابخانه هستند. فرح‏دشت و شهر فرگ قلعه هم کتابخانه می‏خواهد. پیشنهاد می‏شود این مجمع پیگیر حل دغدغه‏های سایر کتابخانه‏های فعال دیارمان باشد.

امید در کتابخانه‏های شهرمان شاهد توجه به نویسندگان و مولفان و مترجمان کاشمری‏ مقیم سایر جاهای استان و کشور و جهان باشیم. برایشان بزرگداشتی برگزار شود. شبیه کاری که دانشگاه پیام نور دیارمان برای شادروان مجتبی عبدالله‏نژاد کرد. امید آثار این عزیزان جایگاهی مطلوب در قفسه‏های کتابخانه‏های عمومی دیارمان داشته باشند. ایجاد بانک اطلاعاتی متضمن نام و نشان این نویسندگان و اهل قلم کار سختی نیست. امید برای این مهم یک متولی یافت بشود. پیشاپیش هفته کتاب بر فرخفالان عرضه کتاب و کتابداری فرخنده بادا.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.