به مناسبت چهاردهمین سالروز انتشار دو هفته نامه سرو کاشمر گپ و گفتی خودمانی با خوانندگان

اخبار ترشیز
Typography

محبوبه وزیری 
فکر می کنید چقدر تصمیم ها و هدف سازی ها در زندگی ما موثرند و زندگی واقعی ما را می سازند. البته نمی توان تفکر، علایق و ذهنیات را نادیده گرفت ، ولی تصمیم قطعی و هدف گذاری اولیه در زندگی اکثر ما مردم وجود ندارد . در مسیر قرار می گیریم . گاهی در این مسیر رشد می کنیم و گاهی از مسیری که انتخاب کرده ایم دلزده می شویم .

ذکر خاطره ای از کیارستمی در اینجا خالی از لطف نیست . وی می گوید: « تلاش کنیم اما دست و پا نزنیم! وقتی از من می‌پرسند چه شد فیلمساز شدی؟ من می‌گویم تصادفی!! من کنکور هنرهای زیبا را دادم و رد شدم.بعد در اداره‌ی پلیس‌راه استخدام شدم. سال آینده‌اش که به سراغ یکی از دوستانم به نام عباس کهنداری که کتابفروشی و خرازی داشت رفتم او به من پیشنهاد کرد برویم سر پل تجریش ؛ ولی من گیوه پام بود و نمی‌توانستم همراه او بروم! او کفش های خودش را به من داد و پوشیدم و با هم رفتیم.سر پل، یکی از دوستانم را دیدم و او پیشنهاد کرد با هم به خانه‌ی فرهاد اشتری شاعر برویم. به اتفاق رفتیم.در خانه‌ی اشتری یک آقای نقاشی بود که وقتی فهمید من در کنکور رد شده‌ام، از من پرسید کلاس رفتی یا نه؟! او به من توصیه کرد در کلاس طراحی اسمم را بنویسم و سال بعد کنکور شرکت کنم. من در رودربایستی که داشتم در آن کلاس اسم نوشتم. سال بعد کنکور دادم و قبول شدم. بعد نقاشی تبلیغاتی کردم.بعد فیلم تبلیغاتی ساختم و به همین طریق با مکانیزم دوربین آشنا شدم و حالا فکر می‌کنم اگر سایز کفش ‌های دوستم به پای من نخورده بود من الان بازنشسته‌ی وزارت راه بودم! گاهی زندگی آدم به چیزهایی مانند مو بستگی دارد.» و البته او با نبوغ و انگیزه و تلاش خود توانست این مسیر را به طریقی طی کند که بهترین کارگردان جهان «گدار» در باره اش می گوید:«فیلم با گریفیت آغاز و با کیارستمی پایان می یابد.»

ما نیز در زندگی و در مسیری که قرار می گیریم درحد و اندازه  استعداد، انگیزه و وسعت تفکرمان حرکت می کنیم . در مسیر کار فرهنگی قرار گرفتن شاید اگر با دید مادی به موضوع نگاه کنیم عقب افتادن از زندگی است ولی به قول شاملو باید ببینیم از زندگی چه می خواهیم و آن موقع است که می توانیم خشنود باشیم که در مسیر درستی قرار گرفته ایم.

دو هفته نامه سرو کاشمر مسیری بود که ما نه به عنوان هدف که به عنوان راه آن را انتخاب کردیم. در ابتدای امر حتی تصوری از ادامه راه نداشتیم چه برسد رسیدن به مقصد . و الان سیزده سال از آن زمان گذشته و وارد سال چهاردهم شده ایم . چه راه طولانی سپری کرده ایم.

از این که چقدر مثمر ثمر بوده ایم و چقدر توانسته ایم به فرهنگ شهر و دیارمان کمک کنیم آمار و ارقامی نداریم و زمان آن را در آینده ای دور مشخص خواهد کرد. اما از نظر شخصی همراهی با کتاب و مطبوعات و مطالعه کردن و نوشتن حس نابی است که ممکن است در مسیر زندگی انسان نصیب همه نشود وهمه تجربه خواندن و لذت بردن با این سبک زندگی را درک نکنند. شاید برای خیلی ها آزار دهنده باشد ولی برای من جالب است که افراد زیادی در مورد پربار شدن نشریه اظهار نظر می کنند و راه کار می دهند . بعضی از نظرات که طیف وسیعی را در بر می گیرد از توصیه به داشتن ستون جدول و نوشتن در مورد خواص میوه ها تا نوشتن در مورد قیمت ماشین ها و اقلام مواد خوراکی را شامل می شود . برخی نیز تخصصی تر است در مورد محتوای و کارکرد نشریه در فضای رسانه ای و رقابت در فضای مجازی، انجام کارهای تحقیقی ، انتشار کتاب از مقاله های نوشته شده و بسیاری از موارد دیگر که حتما درخور توجه اند. باید گفت بسیاری از پیشنهادات بار مالی دارند که از وسع ما خارج است .شاید هم  انگیزه کافی را برای اجرای طرح های فرهنگی نداریم. شنیده ام دهباشی مدیر مسئول بخارا هزینه  چاپ  آخرین نشریه اش را با فروش کتاب های کتابخانه اش تامین کرده است. بله رسانه مکتوب  در شکل درستِ آن، ایستادگی می‌خواهد، ماندگاری می‌خواهد، جست‌وجوگری می‌خواهد، سواد می‌خواهد، نگاه می‌خواهد، حقیقت‌طلبی می‌خواهد، پرسش‌گری می‌خواهد، آزادی‌ بیان می‌خواهد، طرف مردم بودن می‌خواهد. اما می‌دانید چیست؟  مهم‌تر از تمام این ها، تداوم می‌خواهد و مداومت، بودن می‌خواهد و ماندن.

 نا گفته نماند که حتما ناملایماتی در سر راه ما حتی بیشتر از دیگران وجود داشته است. هزینه ها افزایش و درآمدها به شدت با کاهش مواجه شده است. ما هم مثل دیگر اهالی فرهنگ و هنر در وانفسای کرونا و تحریم کاغذ و تورم آسیب فراوان دیده ایم. امروز دغدغه مردم؛ دغدغه‌های روزمره، مشکلات معیشتی، بحران‌های فراگیر اجتماعی، گسست‌های خانوادگی، تغییر هنجارهای اخلاقی، دگردیسی تعاریف بنیادین پذیرفته‌شده در واحدهای کوچک اجتماعی، ناامیدی گسترده از کنش‌های حداقلی سیاسی، نزدیکی به مفهوم مرگ در اثر پاندمی کرونا، عصبیت‌های افسارگسیخته در سطوح مختلف است . کالای فرهنگی به سمت کالای لوکس شدن در زندگی مردم تغییر جهت داده و جزو خواستنی ها نیست و این بزرگترین آسیبی است که نه تنها به بخش نشریات که در حوزه کتاب ، سینما، تئاتر و همه زمینه هایی که خارج از چارچوب معیشتی است وارد شده است .

با همه ین تفاسیر بسیار خشنود و خرسندیم از همین چند گام اندکی که به سهم خود در حوزه ی فرهنگی کاشمر تاکنون برداشته و بر می داریم . به حول و قوه الهی از بدو تولد دو هفته نامه سرو کاشمر تاکنون که نشریه به مرز بلوغ رسیده است، لحظه به لحظه و روز به روز بر عشق و علاقه ای که به  ادامه کار داشته ایم افزوده گشته است بدون این که هیچ چشم‌داشت حمایتی از متولیان حوزه فرهنگ داشته باشیم. بیش از هر چیز آنچه مایه دلگرمی ما برای ادامه راه شده است همکاری و همیاری و همدلی صمیمانه جمع قابل توجهی از پژوهشگران و هنرمندان و شیفتگان اهل ادب و ذوق است که در این راستا همواره با ارائه مطالب متنوع و پرمحتوا خارج از تنگ نظری های گروهی و محدودیت ها و ملاحظه کاری های سازشکارانه یار و یاور نشریه بوده اند و توانسته ایم تریبون و بلندگوی همه دغدغه مندان اهل نظر در حوزه های متفاوت اجتماعی به ویژه فرهنگ و هنر باشیم

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.