حدیث فراز و نشیب توجه به سوژه ‏های خاص در کاشمر

اخبار ترشیز
Typography

حمیدرضا بی تقصیر 
مدیر مسئول تاکید دارد که برای این شماره یک مطلب تازه و متفاوت تهیه کنم. با خود می‏گویم برای این شماره سراغ کدام سوژه متفاوت بروم؟ تعجب نکنید، اجرای اوامر مدیر مسئول در این مواقع سخت است، در طول سال برابر تقویم حواسمان به مناسبت‏های مختلف هست.

حواسمان به مسایل مختلف کاشمر هست. حواسمان هست کی آمد و کی رفت. ولی یادتان باشد مدیر مسئول یک سوژه متفاوت برای این شماره می‏خواهد! هر روزنامه‏ نگار و ژورنالیستی برای خود یک بانک سوژه دارد. حواسش هست که در طی سال در کنار تقویم و جدول جلسات و آمد و رفت‏ها، به چه مسایلی بپردازد. ولی سوژه متفاوت بحث خاصی است.

 منِ نویسنده یک بانک سوژه دارم. بدین معنا که حسب علایقم دوست دارم در باره مسایل متنوعی تحقیق کرده و یادداشت، مقاله و یا گزارش بنویسم و یا با مطلعین مصاحبه‏ای بکنم. این همه کار عادی بنده در حوزه نوشتن است. ولی یواشکی یک نکته را عارضم و آن این که خیلی از این سوژه‏ها عادی هستند. مثلاً شورای اسلامی شهرمان هر هفته جلسه دارد. همه می‏دانیم اگر حال سیاسی این هفت عضو شورا خوب باشد، جلساتشان علنی است و حال ویلای خیابان خرمشهر خوبِ خوب اسست. ولی اگر به دلیلی حالشان مطلوبشان نباشد، بعضاً آبستراکسیون می‏کنند. قهر و آشتی می‏کنند.

و در نهایت جلسات غیر علنی می‏شود. شهردار هم در فضای اتاقش که شُکر خدا در این دو دوره اخیر شورا، تغییرات بنیادی کرده و دکوری شیک یافته، مشغول رتق و فتق امور و گاهاً حضور در اینستاگرام هست. این همه یک سوژه عادی است. ولی اگر به حال و هوای تک تک خادمان مردم در شورای اسلامی شهرمان بپردازیم و از آنان در حوزه‏های مختلف سئوالاتی بکنیم و بر اساس آن یادداشت‏های بنویسم وارد حیطه یک سوژه خاص شده‏ایم. مثلاً رفتار امروز این بزرگواران را با شعارهای انتخاباتی‏شان مقایسه کنیم. مثلاً بپرسیم آیا برای شما منافع شهر مهمتر از منافع سیاسی و طیف و جریانتان هست؟ این می‏شود یک سوژه خاص.

همین را می‏توان از شهردار هم پرسیده شود. مردم تشنه دانستن هستند. دوست دارند بدانند خادمان ویلای خیابان خرمشهر و فعالان مدیریت شهری روزی که بر مناصب فعلی‏شان تکیه زدند چه مدرکی داشتند و چه پست و مرتبه‏ای داشتند و اینک چه میزان ثروت دارند و چه جایگاهی دارند و آیا ابوالمشاغل هستند یا نه؟ پاسخ این موارد هر چه باشد برای مردم جالب است. اگر حضرات همانی که هستند، هستند یقین به محبوبیت و شهرتشان افزوده می‏شود و اگر ذره‏ای از شعارهایشان عدول کرده باشند، به حرمت افکار عمومی خودشان را اصلاح خواهند کرد. ملاحظه فرمودید این سوژه چقدر خاص است؟

از همین منظر می‏توان به حال و هوای شهر توجه کرد. آیا شورای اسلامی شهرمان برای شهردارمان یک شرکت است و ایشان یک مدیرعامل مقتدر است؟ و آیا شورای اسلامی موبه مو در جریان رفتار و کردار مدیریتی شهردار هست؟ آیا ویلانشینان و فعالان مدیریت شهری، شهر را به دو منطقه شمال و جنوب تقسیم کردند و به آن ارائه خدمات می‏کنند؟ راستی منزل اینان در کدام نقطه شهر بوده و در دوران حضور در مناصبانشان چند بار تغییر مسکن داده‏اند؟ این سئوالات می‏شوند سوژه خاص. حالا همین موارد را برای حوزه‏های دیگر شهر و شهرستان می‏توان مطرح کرد. روزنامه‏نگاری تحقیقی در کاشمر هنوز چندان باب نشده است.

بیایید برای هر حوزه یک مثالی بزنیم. وضعیت صنعت کاشمر چگونه است؟ اگر بخواهیم موضوع را از منظر تبلیغاتی حساب کنیم حال همه واحدهای صنعتی خوب است. یواشکی گذر و نظری به حال و هوای شهرک صنعتی داشته باشید. دماسنجی داشته باشید و در سال جهش تولید، میزان حرارت هر واحد را بسنجید. یقین مردم دوست دارند که بدانند فلان چرا کارخانه تعطیل است؟ چرا نیمه‏تعطیل است؟ چراهای زیادی در حوزه صنعت قابل طرح می‏باشد. می‏توان کارخانجات و واحدهای صنعتی مختلفی را مورد سئوال قرار داد. در اینجا باید به وجود نوعی خودسانسوری در میان اهل رسانه هم اشاره کرد.

اهل رسانه دغدغه اقتصاد هم دارند، به سه دلیل منِ ژورنالیست به موشکافی در حوزه صنعت ورود نمی‏پردازم. شاید از اینان آگهی می‏گیرم. اقتصاد رسانه مهم است باید حق نان و نمک را داشت. شاید این واحد صنعتی مربوط به طیف سیاسی مورد علاقه‏ام باشد و دستور این باشد که به این حوزه ورود نکنم. شاید می‏ترسم. می‏ترسم شکایتی بشود و دردسری برایم درست گردد. نگاه اهالی صنعت به رسانه هم یک نگاه آگاهی‏بخشی نیست. بندگان خدا نوعاً از خبرنگار جماعت فراری هستند. با این همه در حوزه صنعت سوژه‏های خاص بسیار است. نفس دانستن نسبت وجود این مراکز با محیط زیست سوژه‏ای خاص است.

در کنار صنعت باید به معدن هم اشاره کرد. چند معدن فعال داریم؟ مالکان آنها اهل کجایند؟ کانسارهای استخراجی به کجا حمل می‏شوند؟ آیا هر معدن باعث اشتغالزایی شده است؟ آیا هر معدن باعث عمران و آبادانی روستای نزدیک خود و راه مواصلاتی‏اش شده است؟ آیاهای زیادی را برای بحث معدن می‏توان مطرح کرد. این آیاها مقدمه طرح سوژه‏های خاص فراوانی هستند که بسان مقوله صنعت، در بحث نقد از دید تیزبین اصحاب رسانه دور مانده است. البته اهل رسانه می‏دانند مسایل و مطالبی در این حوزه مطرح است ولی برخی از فرادستان دیارمان مایل به آرامش هستند.

به اطرافتان نگاهی بیاندازید. پروژه‏های ناتمامی در این حوزه و حوزه‏های دیگر خواهید دید که به هر دلیلی به چند و چون آنها پرداخته نمی‏شود. شعارهای تبلیغاتی نمایندگان ادوار را بنگرید. چند درصد از این شعارها در ادوار مختلف رنگ تحقق به خود گرفت؟ در همین بحث نمایندگان می‏توان به یک سوژه خاص اشاره کرد، حال و گذشته این خادمان مردم در بهارستان چگونه است؟ چرا بعض اینان در کاشمر و ترشیز زندگی نمی‏کنند؟ مگر بازنشسته نشده‏اند؟ کاش خاطراتشان را می‏نوشتند و منتشر می‏کردند تا بشود بر اساس آن آنها را به چالش کشید و از کمیت و کیفیت فعالیت‏هایشان پرسید. این هم یک سوژه خاص است.

از شورای اسلامی شهر و شهرداری و نماینده و حوزه صنعت و معدن گفتیم. بیاید سری به اصلی‏ترین محور توسعه کاشمر بزنیم. حال کشاورزی دیارمان چطور است؟ حال دامداری و باغداری و کشت و زرع و صنایع تبدیلی و بازار فروش محصولات و مقوله صادرات چگونه است؟ چرا هنوز خرده مالکی بلای جان اراضی زراعی و باغات ماست؟ چرا هنوز مقوله مکانیزاسیون در دیارمان نهادینه نشده است؟ چرا حالمان در این حوزه زیاد خوب نیست؟ خشکسالی یک واقعیت است. ولی در حوزه مدیریت چه نمره‏ای اخذ کرده‏ایم؟ مدیران این حوزه در گذر زمان چه گفتند و چه کردند و چه دستاوردهای داشتند؟

تک تک این سئوالات سوژه خاص هستند. از قنات تا فرونشست زمین، از خشکسالی تا تامین آب، از وضعیت نهاده‏های کشاورزی تا نبود بِرندینگ و صنایع بسته‏بندی، از غلبه شعار و فقر عمل و از بود و نبود خیلی چیزها در این حوزه می‏توان سوژه خاص بیرون آورد. می‏توان حدیث تلخ و یا شیرین هر محصول را به ریز نوشت و چالش‏های مطرح کرد. سینه پر درد هر کشاورز و باغدار و دامدار و زنبوردار و فعال صنایع تبدیلی و تولید سوغات مبتنی بر کشاورزی و باغداری و دامداری، مملو از سوژه خاص است. می‏توان برای هر روستای دیارمان پرونده‏ای مملو از این قبیل سوژه‏ها تهیه کرد، ولی یادمان باشد که قرار است حالمان خوب باشد.

سوژه خاص از این بهتر که حالمان در کاشمر در هر حوزه‏ای خوب است و در عمل باید فتیله نقد را پایین کشید. جسارتاً حال پروژه نیمه تمام زندان چطور است؟ پروژه‏های ناتمام دیارمان به تنهایی یک سوژه قابل طرح در هر شماره هر رسانه مکتوب و فعال در فضای مجازی است. حوزه راه هم پر از سوژه خاص است. از راه روستایی تا راه‏های اصلی دیارمان می‏توان نوشت. همین نوشتن به عنوان توجه به سوژه خاص را می‏توان به حوزه مسایل اجتماعی تعمیم داد. وضعیت طلاق و ازدواج در دیارمان در گذر زمان چطور بوده است؟ یادمان نرود کاشمر دارالمومنین است و نجف اصغر و قم ثانی لقب یافته است.

یادمان نرود تک تک روستاهای دیارمان شهره به مذهبی بودن و نیک‏اندیشی هستند. در این دیار وضعیت سرقت و شرب خمر و انواع بزه‏های اجتماعی در گذر زمان چگونه است؟. مسایل اجتماعی ارتباطی تنگاتنگ با حوزه فرهنگ  و مسایل دینی دارند. حال تکایا و مساجد و اماکن مذهبی دیارمان چگونه است؟ روزگاری علمای دیارمان شهره به ارتباطات گسترده مردمی بودند. مردم علمای مشهور دیارشان را به راحتی می‏دیدند با ایشان همکلام می‏شدند. ایشان بانی خیر در بسیاری از امور عام‏المنفعه می‏شدند. اگر علمای فعلی هم اینگونه هستند باید خدا را شکر کرد و اگر اینگونه نیستند باید به آن به عنوان یک سوژه خاص نگریست.

حال کتابخانه‏های دیارمان از کتابخانه عمومی تا کتابخانه مساجد و مدارس و مراکز آموزش عالی و جاهای مختلف چگونه است؟ واضح و مبرهن است که در این سئوال و سئوالات مربوط به سوژه خاص بحث امروز و دیروز کرونازدگی کاشمر نیست و یک بازه چهل ساله مدنظر است. مسایل هنری و دغدغه‏های اهل فرهنگ و هنر هم یک سوژه خاص محسوب می‏شود. ولی یادمان نرود روی کاغذ حال همه ما خوب است. در نیمه دوم دهه هفتاد در نشستی مربوط به خراسان شناسی و مطالعات شناخت شهرهای تاریخی خراسان، کاشمر به عنوان دیار مطرح در حوزه آیین‏های سور و سوگ مطرح شد.

در آن نشست از هنر مردمی تعزیه و آیین‏های مختلف سوگواری ایام محرم و صفر و بزرگداشت ائمه اطهار (ع) در کاشمر تعریف‏ها شنیدم. شنیدم که فرهنگ عامه در کاشمر بسیار غنی است. برای مستندسازی این موارد و تحقیق و پژوهش در این زمینه چه کردیم؟ شوراهای دخیل در حوزه فرهنگ دغدغه‏شان در این مسایل چیست؟ یادمان نرود در دادن بیلان‏های کار، نمره بیست داریم. ولی جسارتاً در عمل فاصله شعار و عمل چقدر است؟ سنجش این فاصله کار سختی نیست. همه می‏توانیم. یک روزنامه‏نگار باید این را بنویسد ولی امان از خودسانسوری و ارتباطات سیاسی.

به نظر شما کسی هست که بتواند تاریخچه مراکز آموزش عالی دیارمان را بنویسد؟ بنویسد هر مرکز چه فراز و نشیبی را طی کرد؟ در خلال سال شاهد درج مصاحبه چالشی با چند رئیس دانشگاه هستیم؟ با تحسین تربیت نیروی متخصص توسط این مراکز، جسارتاً می‏شود پرسید چند فصلنامه علمی و پژوهشی در این مراکز در خلال سال منتشر می‏شود؟ حال پایان‏نامه‏های این مراکز در مقاطع مختلف چگونه است؟ خسته غبار خوردن در قفسه‏های کتابخانه‏شان نباشند. چند طرح پژوهشی در این مراکز به ثمر نشسته است؟ در سطح جامعه چند طرح پژوهشی انجام داده‏اند؟ ارتباط این مجموعه‏ها با اصحاب صنعت و جاهای مختلف شهرستان چگونه است؟

پاسخ به هر سئوال حکم طرح یک سوژه خاص را دارد. همین موارد را می‏توان در حوزه میراث فرهنگی و صنعت گردشگری و صنایع دستی مطرح کرد. می‏توان به حوزه محیط زیست و منابع طبیعی پرداخت. می‏توان در باره طرح آمایش سرزمین دیارمان سلسله سئوالاتی را مطرح کرد. می‏توان در باره محورهای توسعه و پیشرفت کاشمر پرسید و جویای حال سند توسعه و کمیت و کیفیت اجرای آن و سایر اسناد فرادستی پرسید. پاسخ این موارد یعنی یک سوژه خاص متولد شده است. فرض کنید به فرودگاه کاویان پرواز رفته‏اید و با اجازه کاپیتان کاویانی شهر را از فراز آسمان می‏نگرید.

هر آنچه می‏بینید یک سوژه خاص است اگر هدف تبلیغ فرد یا جریان یا مجموعه‏ای نباشد. از آسمان چه می‏بینید؟ وضعیت زمین و کوه و روستا و راه و شهر و منابع طبیعی و انواع سازه‏های جدید و قدیم می‏توانند یک سوژه خاص برای نوشتن باشد. مردم تشنه دانستن هستند و بسیاری از ما در شعار معتقدیم که دانستن حق مردم است. ولی امان از خودسانسوری. امان از نان و نمک. امان از حرمت منافع طیف و جریان. به مدیر مسئول نشریه عارضم که سوژه خاص بسیار است. دل شیر می‏خواهد پرداختن به هر یک. سعه صدر می‏خواهد. شفافیت می‏خواهد. لازمه‏اش این است که حُب و بُغضی نباشد.

در توجه به سوژه خاص باید یادمان باشد مرغ همسایه غاز نیست. یادمان باشد مرگ فقط برای همسایه حق نیست. باید یادمان باشد گاهی زود دیر می‏شود. باید یادمان باشد که مردم خیلی چیزها را به یاد دارند. امید حال کاشمر  هم روی کاغذ و هم در عمل خوبِ خوب باشد. در شهر هنوز عکس بعضی از شهدا را ولو کم‏رنگ بر تن چند دیوار شهر می‏توان دید. هنوز در بعض بولوارها چند تابلوی تمثال شهدا ولو رنگ‏رو رفته می‏توان دید. یقین حواسمان هست اینان برای چی شهید شدند. حواسمان به جانباز و آزاده و ایثارگر و رزمنده هست. مطالبات اینان را می‏دانیم. اینان سوژه‏های خاص هستند.

عکس اینان را داشتن خوب است ولی عکس راه اینان رفتن بد است. بد است یادمان برود مردم ولی‏نعمت ما هستند. بد است حواسمان به مردم شریف دیارمان نباشد. بد است به فکر پیر و جوان و زن و مرد  اقشار مختلف دیارمان نباشیم. این بد است‏های که ذکر شد هم سوژه خاص هستند. مدیر مسئول نشریه می‏داند که می‏توان سوژه‏های خاص را برشمرد، ولی امان از خودسانسوری‏های ریز و درشت و مصلحت‏اندیشی‏های رایج و حُب و بُغض‏های مرسوم در دیارمان. واضح و مبرهن است که در این نشریه در هر شماره به فراخور سعی شده است با لطایف‏الحیل به سوژه‏های خاص نظیر همین یاداشت پرداخته شود. تن و روحتان از گرانی و کرونا در امان بادا.

  

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.