جامعه شناسی و نگاهی به کرونا در کاشمر

اخبار ترشیز
Typography

حمیدرضا بی تقصیر 

در خانه نشسته‏ای که صدای آژیری ترا به خود می‏اورد. هول و هراسی موذی در هزارتوی وجودت خیز بر می‏دارد. یکی دارد از کرونا می‏گوید. و تو غرق کروناهراسی می‏شوی! صدا در بلندگویی می‏پیچید و همراه اصوات مرموز خیابان در خیالت می‏نشیند. می‏لرزی، مرگ از رگ گردن به تو و عزیزانت نزدیک‏تر است و کرونا یک بهانه است

. بهانه‏ای که اگر مراقب نباشی وارد عمل می‏شود و دمار از روزگارت در می‏آورد. در لحظه نگارش این مقال دوستی خبر می‏دهد که قریب 150 بیمار کرونایی در دو بیمارستان شهرمان بستری هستند و این سوای موارد قرنطینه شده در منازل است.

آمار مرگ و میر این بیماری شوم رو به افزایش است. حس می‏کنی هر انسان از آشنا تا غریب، ممکن است ناقل باشد. کرونا کم کم ما را در خودمان منزوی می‏کند. چهاردیواری‏ها گرچه اختیاری هستند، ولی تابعی از جبر کرونا شده‏اند و نمی‏توان دورهمی برگزار کرد و شب چراغ گرفت و به شوچره رفت. یلدای امسال چکنیم؟ لابد همان کاری که نوروز 99 کردیم را باید تکرار کنیم؟ به عنوان یک دوستدار مباحث جامعه‏شناسی علاقه‏مندم که کرونا را از منظر این رشته بررسی کنم. نتایج جالبی می‏شود گرفت. البته این نتایج الزاماً علمی نیست و نظر شخصی یک حاشیه نشین علم جامعه‏شناسی است.

دقت کردید بعد از ظهور کرونا، نگاهمان به هم مهربانانه‏تر شده است؟ همه داریم می‏فهیم که گاهی زود دیر می‏شود. حواسمان هست که شاید این لبخندها آخرین لبخندهای است که می‏بینیم و بر صورتمان می‏نشیند. شاید این اشک‏ها آخرین اشک‏های است که می‏بینیم و بر گونه‏هایمان ظاهر می‏شود. کرونا باقی است و ثابت کرد این دنیا فانی است. حالا سکه رایج  هر خانه بحث کروناست. کرونای وحشت‏آفرین یادمان انداخت مرگ همین اطراف پرسه می‏زند. نمی‏خواهم بنویسم که کرونا بنیان خانواده‏ها را محکم کرد، می‏خواهم بنویسم که این بنیان را معنادارتر کرد.

یادمان داد صله رحم خیلی خوب بود ولی ما حواسمان به اهمیت آن نبود. حالا به شبکه‏های اجتماعی پناه بردیم و با توسل به انواع نرم‏افزارها در تلاشیم از راه دور با عزیزانمان ارتباط صوتی و تصویری برقرار کنیم. به اطرافمان بنگرید، به یاد خواهید آورد که گوشی موبایل به‏دست جشن تولد عزیزی در راه دور را به صورت مجازی برگزار کردید. بسیاری از ما همین مهم را در بزرگداشت سالگرد ازدواج و انواع اعیاد و مناسبت‏های شادی‏آفرین تجربه کردیم. حتی در بحث پاسداشت اموات و برگزاری مجالس ترحیم هم شاهد توجه همگان به شبکه‏های اجتماعی و استفاده از بضاعت اینترنت برای عرض تسلیت به یکدیگر بودیم.

رشد کسب‏و‏کارهای اینترنتی هم درخور توجه است. کاربرد این حوزه مردم را بیش از پیش به اینترنت وابسته کرد. گسترش مقوله بورس در میان مردم به این مهم دامن زد. در مشاغلی نظیر رستوران‏داری و انواع کافه‏ها و فست‏فودی‏ها مقوله ارسال سفارش مشتری به درب منزل و محل مورد نظرش پررنگ‏تر گشت. در کنار این همه شاهد ترویج مقوله دورکاری در بعض ادارات بودیم. دانش‏آموزان هم دلخوش برنامه‏های مجازی شاد خود بودند. مراک آموزش عالی هم آموزش مجازی را با فراز و فرودهای فراوان تجربه کردند. در آستانه اعلام نتایج کنکورهای مختلف شاهد بسط مقوله ثبت‏نام از راه دور هستیم.

برگزاری نمایشگاه مجازی هم در نوع خود جالب بود. دیدیم یکی از استادان نامدار هنر خوشنویسی دیارمان آثارش را در شبکه‏های اجتماعی به نمایش گذاشته بود. جمعی از روحانیون از فضای مجازی برای ارتباط با مخاطبانشان بهره بردند. در محرم و صفر شاهد اعلام برنامه هیئات و تکایا در فضای اینترنت و شبکه‏های مجازی بودیم. برخی از فعالان مدیریت شهری از این بضاعت برای طرح ایده‏های خود استفاده کردند. رشد پایگاه‏های خبری مجوز دار و بی‏مجوز در این دوره قابل تامل است. گروه‏های تلگرامی فعال در حوزه خبر هم بیشتر از قبل شدند. دعواهای سیاسی هم جای خود را در این فضاها داشتند.

این همه گواه نوعی تغییرات بنیادی در ریخت و ساختار جامعه در رده بومی و استانی و ملی و فراملی است. شاید باورتان نشود اگر بدانید میزان ازدواج در این دوره بیشتر از ادوار قبل شده است. آری میزان ازدواج نسب به طلاق بیشتر شده است. قضیه ساده است، خانواده‏ها مایل به ازدواج فرزندانشان هستند، در این دوره محدودیت‏ها باعث شده راحت‏تر بتوان سنت‏های دست‏و‏پاگیر را به کنار گذاشت. البته مقوله گرانی هم به این مهم کمک کرد. طنزهای جالبی هم در این حوزه در میان مردم رواج یافت. آنقدر سکه گران شد که به طنز گفتند که مردان حاضر به تعویض پوشک بچه هم هستند!

از ترس درخواست طلاق همسر همه کار در خانه می‏کنند. یا این که مرد باید از ترس دادن مهریه، در هر ثانیه ده‏ها بار به همسرش چشم بگوید! گرانی باعث شد تا بعض بزه‏ها بیشترک شوند. نقل است که سارقان غیرحرفه‏ای بیشتر شده‏اند. با مراجعه به آمار دستگیرشدگان می‏توان صحت و سقم این ادعا را بررسی کرد. تلفیق کرونا و گرانی اعصاب‏ها را خُرد کرده است. این را می‏توان در یک چهارراه دارای چراغ راهنما در شهر و یا میدانگاه یک آبادی ملاحظه کرد. آستانه تحمل بسیاری از ما کم شده است. کافی است جسارتی یا سوتفاهمی ببینیم و بشنویم. آماده یک نزاع می‏شویم.

حواستان به سطل‏های زباله هست؟ در این باره چیزی نمی‏نویسم. تلخ است برایم. در گذشته یادداشت‏های در این باره داشته‏ام و در آینده هم خواهم داشت، ولی کمیت و کیفیت این پدیده در دوره گران کروناهراسی بیشتر شده است. به شخصه دیدم زباله‏های را که در کمتر از یک ساعت توسط چهار نفر وارسی شد. در چهارراه پدیده زشت تکدی‏گری عیان‏تر از گذشته خودش را نشان داد. دیدن زنی با چادر سیاه که گاهاً نوزادی بر بغل دارد و میان ماشین‏های ایستاده در پشت چراغ قرمز گدایی می‏کند برای همه ما تلخ است. تلخ است دیدن جماعت گدا در جاهای مختلف شهر و روستا. کرونا باعث شد تا کاشمر دارای گرمخانه بشود.

کرونا در عالم سیاست دیارمان هم کارها کرد. در ابتدای ظهورش نوعی رقابت ملموس را در دو طیف سیاسی دیارمان برای ضدعفونی معابر و کوی و برزن شاهد بودیم. رقابتی سالم. وجود قرارگاه جهادی در نوع خود حرکتی ستودنی بود که متاسفانه قبل از خرداد در عمل به طاق نسیان سپرده شد. مدیریت شهری هم کم کم بحث ضدعفونی معابر را به کناری گذاشت. عقبه این دو جریان در این رقابت سالم می‏توانستند رقابت برای خدمت را در امواج دیگر کرونا حفظ کنند. کاش رزمایش مومنانه و مواسات باشکوه هر چه تمام‏تر ادامه می‏داشت. بسیاری از مردم در این ایام گران و کرونا زده با سیلی صورت خود را سرخ نگه‏داشته‏اند.

این روزها شاهد حضور سرزده فرماندار با اکیپ همراه در ادارات و بانک‏ها و جاهای مختلف برای بررسی میزان آمادگی آنان برای مبارزه با کرونا هستیم. کاری شایسته است. روزگاری فرمانداری داشتیم که روزهای پنجشنبه بی اطلاع اطرافیان با جمعی از اصحاب رسانه، سرزده به اداره و نهاد و جایی می‏رفت. یقین این دوره هم همینگونه است. بر همین اساس پیشنهاد می‏شود جناب فرماندار بازدید سرزده از جاهایی نظیر مراکز آموزش عالی را در دستور کار قرار بدهند. بایسته این در این دیدارها هدف دیدن ریاست یا مدیریت به تنهایی نباشد. می‏توان ابتداء با کارکنان و ارباب رجوع دمخور شد. و بعد رئیس و مدیر را سوپرایز کرد.

 در دوره کرونا ضرر در حوزه گردشگری انکارناپذیر است. کاش برای این حوزه در فضای مجازی کاری کارستان صورت پذیرد. کاش حوزه فرهنگ حضوری پررنگ‏تر در فضای مجازی می‏داشت. از این کاش‏ها برای حوزه‏های مختلف می‏توان بیان کرد. ولی ای کاش بانک‏ها و ادارات صادر کننده انواع قبوض دقت بیشتری برای تعامل با وام‏گیرندگان و افرادی که قبوض را دیر پرداخت کردند، داشته باشند. گرانی و کرونا برای همه هست، ولی برای برخی بیشتر هست، کاش امام جمعه و فرماندار و نماینده و دادگستری از این منظر ارشاداتی به بانک‏ها و ادارات توزیع کننده انواع قبوض داشته باشند.

چهره شهر به لطف وجود ماسک و دستکش و اقدامات پیشگیرانه حال و هوای دیگر دارد. باید مراقب بود. باید مسئولان را در کنترل این بیماری یاری کرد. عصر کرونا عصر ترویج فرهنگ یاریگری است. باید به داد هم برسیم. باید یادمان باشد یک دین و یک ملیت داریم. قرار نیست همه برابر باشند و برخی برابرتر محسوب شوند. خشک و تر و غنی و فقیر در برابر این بیماری یکی هستند. امید خیرین و نیک‏اندیشان کاشمر یاریگر مسئولان در کمک به اقشار نیازمند باشند. کاش دوباره قرارگاه جهادی که قرار بود دایمی باشد، کاری دایمی در حوزه مبارزه با کرونا و کمک به نیازمندان بکند. کاش در بحث کرونا هیچ کاشی وجود نداشته باشد.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.