جدایی واثرات عاطفی برزنان ومردان

تحلیلی
Typography

محسن صفریان 

به طور کلی اپیدمی طلاق، در جامعه همچنان در راس معضلات اجتماعی یکه تازی می‌کند و گام شیرین زوجین را تلخ و چراغ روشنایی خانواده‌ها را یکی پس از دیگری خاموش می کند. خانواده و لزوم تشکیل آن در همه ادیان و سنت ها و فرهنگ ها سفارش شده و لازمه استمرار نسل و حیات بوده و خواهد بود

. اما در سال‌های اخیر جدایی در حد یک اپیدمی در جامعه گسترش پیدا کرده و کمتر خانواده ای است که از گزند آن در امان بوده باشد. قبلا هم در موضوعات مختلف به دلایل و عوامل آن اشاره شده بود از قبیل تحولات فرهنگی، گسترش ارتباط های اجتماعی از طریق فضای مجازی، عدم توجه دستگاه‌ها و متولیان تربیت اجتماعی و اخلاقی، نبود زیرساخت‌های آموزشی و پرورشی لازم در نهادهای مربوطه، پرداختن بیش از حد معمول به تنش های بین المللی ناشی از تفاوت های مذهبی، اجتماعی و فرهنگی ملت‌ها وغافل شدن از تربیت اجتماعی، در نظر نگرفتن جایگاه رشد اجتماعی و اخلاقی به عنوان عامل بسیار مهم و موثر در امورات کلی جامعه و عدم ثبات اقتصادی از دلایل اصلی فروپاشی خانواده ها محسوب می‌شود وپیشرفت،سربلندی وتوسعه واقعی،مستلزم داشتن جامعه سالم است. اما به جز تأثیرات کلی و منفی این معضل بر اجتماع، تأثیرات متفاوت نامطلوبی هم در بعد فردی از خود به جای می گذارد از جمله تاثیرات منفی عاطفی که قصد داریم اشاره‌ای به آن داشته باشیم. تحقیقات و مطالعات نشان می دهد که جدایی، اثر مخرب و طولانی مدت بسیاری بر افراد می گذارد اما این تاثیرات می‌تواند در زنان و مردان متفاوت باشد. مغز مردان و زنان دارای تفاوت‌های ساختاری وفیزیولوژیکی زیادی است به همین منظور اثرات ناشی از عوامل بیرونی نیز دارای تاثیرات متفاوتی در رفتار و واکنش های ناشی از آن خواهد بود. تحلیل ها نشان می دهد که رایج ترین موضوعی که مردم در رابطه با مشکلات جدایی دارند، تأثیرات منفی دلبستگی‌های عاطفی بوده است و افراد در هنگام جدایی، رفتارهایی از قبیل گریه، درد دل و دل شکستگی را از خود نشان می‌دهند ولی ازنظرتاثیرپذیری، برخلاف تصور که زنان موجودات عاطفی تری هستند،  در هنگام جدایی، مردان تجربیات تلخ‌ترین نسبت به زنان از نظر عاطفی دارند و مردان بیشتر از زنان به دنبال ایجاد یک رابطه سالم و اثرگذار هستند ولی اثرات جدایی در زنان به صورتی است که زنان بیشتر به دنبال کشف علت ها و درمان هستند. به طور کلی جدایی، تجربیات بسیار عمیقی در روابط عاطفی دوطرف آشکار می‌کند،به همین منظور آنها موافق نیستند که تجربیات و اشتباهات گذشته، که منجر به جدایی و تاثیرات مخرب آن شده است را  تکرار کنند. این موضوع نشانگر این است که در تجربه دوم از نظر روحی دلبستگی بیشتری نشان می‌دهند و جهت‌گیری‌های منطقی و درست تری را از خود به نمایش می گذارند. ولی به طور کلی، انسان موجودی بسیار پیچیده و گیج کننده است گاهی یک تجربه تلخ ازقبیل جدایی، به عنوان یک شکست بزرگ در زندگی، روح و روان آدمی را تا سالها آزرده می‌کند و اثرات مخرب بسیار زیادی بالاتر از تأثیرات عاطفی می تواند به جای بگذارد. آگاهی، مطالعه، شناخت، در نظر گرفتن معیارهای منطقی، استفاده از تجربیات دیگران، رسیدن به سن مطلوب اجتماعی و عقلی، همسو بودن با خانواده ها ودرنظرگرفتن همه جوانب از عوامل بسیار موثر در انتخاب شریک زندگی بوده که می تواند به تشکیل یک زندگی ایده آل و نسبتاً رضایتمند کمک کند و عدم در نظر گرفتن عوامل فوق و خیلی موضوعات دیگر زمینه فروپاشی خانواده ها را فراهم خواهد کرد.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.