فرهنگ ما هوّیت ماست

تحلیلی
Typography

حمید ضیایی

فرهنگ از اساسی ترین نیازهای بشری است که چندان به آن توجهی نمی شود. البته این عدم توجه به این معنا نیست که فرهنگی وجود ندارد. فرهنگ یک امر ناخودآگاه است که افراد یک جامعه بی آنکه متوجه آن باشند به سمت آن سوق پیدا می کنند.

می توان مدعی شد انسانِ بدون فرهنگ وجود ندارد.

با توجه به وجود فرهنگ در تمام جوامع بشری باید به این امر اذعان داشت که فرهنگ امری تغییرپذیر است و همواره با گذر زمان دستخوش تغییرات اجتماعی می شود. چنانکه بسیاری از رفتارها که در گذشته امری مذموم و ناپسند بوده، امروزه اگر نگوییم پذیرفته، اما دیگر چندان اهمیتی ندارد.

فرهنگ یک مفهوم گسترده است که شامل رفتارهای اجتماعی و هنجارهای موجود در جامعه می شود. همچنین مجموع دانش، اعتقادات، هنرها، قوانین، آداب و رسوم، و عادات و باورهای یک جامعه را می توان در تعریف فرهنگ گنجاند.

نگاهی به تاریخ و فرهنگ ایران زمین موجب می شود تا ما به این هویت و پیشینه ی تاریخی مباهات کنیم. البته مباهاتی به دور از تعصب. می توان با این فرهنگ بالید؛ البته بالیدن بدین معنا نیست که ما خود را برتر و یا پست تر از دیگر فرهنگ ها و جوامع بدانیم و به نوعی خود را تافته ی جدا بافته بپنداریم.

فرهنگ هر جامعه و هر منطقه اهمیت خود را دارد و وجود همین تفاوت های فرهنگی است که انسان ها را از یکدیگر متمایز می کند.

فرهنگ ها در طول قرون و اعصار مختلف دستخوش تغییراتی بنیادین می شوند و خود را با جامعه و نیاز روز جامعه مطابق می کنند. البته گاهی هم این تغییر فرهنگ ها با ضرب تخماق صورت می پذیرفته که نمونه اش را در جنگ های تاریخ می بینیم. قوم غالب همواره مُترّصد این بود که زبان و فرهنگ قوم مغلوب را با خطِ مشی خود وفق دهد و این کار را همواره به اجبار انجام می داد. البته تاریخ نشان داده که این کار ماندگار نیست اما تغییر و بازگشت به فرهنگ گذشته ی خود با مشکلاتی مواجه می بوده است. امروزه  تغییر فرهنگ یک قوم و یا یک منطقه با ابزار تبلیغاتی صورت می پذیرد. رسانه های غربی امروزه چنین رویکردی را پیش گرفته اند و با ساختن سریال های طویل سعی در چنین تغییری دارند. موضوع اسفبار اینجاست که بنیان خانواده را هدف گرفته اند و از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند.

امروزه دیگر ما با هجوم سپاهیان دشمن برای تغییر فرهنگ مواجه نیستیم؛ بلکه با شیوه های مختلفی مواجهیم که توسط رسانه های مختلف به مردم القا می شود.

آیا می توانیم مدعی شویم که این تغییر رفتارها و فرهنگی سازی های کذایی را نپذیرفته و نخواهیم پذیرفت؟ آیا نمی توانیم استعمال افراط گونه ی اصطلاحات و لغات خارجی را در زبانی که حتی معادل هایی برای آن داریم، به صرف تظاهر به «باکلاسی» نوعی پذیرش فرهنگی دیگر بدانیم؟ اینکه این تأثیرپذیری تا چه میزان ریشه در عدم خودباوری و اعتماد به نفس فرهنگی دارد را می باید پژوهشگران و فعالان حوزه ی جامعه شناسی و روانشناسی مشخص کنند. اما آنچه به نظر نگارنده می آید، آیا نمی توان چنین ادعا کرد که یکی از دلایل تأثیرپذیری از فرهنگ های بیگانه، ریشه اش در عدم شناخت عمیق از فرهنگ خود است؟ و آیا نمی توان چنین ادعایی کرد که آن آرمان شهر رسانه ایِ بیگانه ره به ترکستان می برد؟

 

در ابتدای همین یادداشت از گزیرناپذیری تغییر فرهنگ سخن به میان آمد. اما تغییر نه به مثابه ی پشت کردن به فرهنگ خود است، بلکه تغییر را می باید نوعی تکامل و به تعریفی هَرس کردن این درخت کهن تلقی کرد. این بدان معنا نیست که ما به کل، به فرهنگ، عقاید و باورهای خود پشت کنیم و دربست تمام آنچه را که برایمان تعریف کرده اند را بپذیریم. این نوع پذیرفتنِ ناآگاهانه به مثابه دفن فرهنگ خود است. فرهنگی که قرن ها سینه به سینه گشته است تا امروز به دست ما برسد.

 

تأثیر رسانه ها بر فرهنگ:

 

امروزه رسانه تعریف گسترده ای یافته است. دیگر مانند گذشته، رسانه به تلویزیون، رادیو، و روزنامه خلاصه نمی شود. گسترش رسانه های فردی در ایجاد فرهنگ نقشی به سزا ایفا می کنند. چنانچه امروز شاهد این مسأله هستیم که لغتی یا اصطلاحی در دنیای مجازی گفته می شود و در اندک مدتی ورد زبان توده می گردد.

در واقع نمی توان از این حقیقت گذشت که رسانه ها ابزار اصلی انتقال اطلاعات و نیازهای جامعه هستند که می توانند در ترویج تفکر بر روند توسعه ی جامعه مؤثر واقع شوند. رسانه ها می توانند اخلاق و رفتار اجتماعی و سیاسی جامعه را هدایت کنند؛ حتی می توان چنین مدعی بود که رسانه ها از مدرسه و پدر و مادر نیز پیش افتاده اند؛ به طوری که نمی توانیم منکر تأثیر مستقیم و غیرمستقیم آن باشیم.

آنچه در این عصر تکنولوژی مهم می آید تولید محتوای فرهنگی مرغوب و سازگار با فرهنگ و همسو با خواست و نیاز جامعه، علی الخصوص خواست و نیاز نسل جوان است. یکی از مهمترین نیازها برای تولید محتوا، توجه ویژه به خواست جامعه است، چرا که محتوای رسانه ای تنها برای هدایت و ایجاد تفکر در همین جامعه تولید می شود.

امروزه از رسانه در کنار دیگر فعالیت هایش، می باید برای معرفی فرهنگ و ارایه ی تئوری های فرهنگی استفاده کرد. ما امروزه بیش از هر زمان دیگری به کسانی احتیاج داریم که دغدغه ی فرهنگ و علاقه ای خالصانه به آن داشته باشند که در این حوزه ورود کرده و با تولید محتوای مرغوب و اندیشمندانه به پویایی فرهنگ ایرانی کمک کنند. می توان مدعی شد که میدان کارزار امروز ما، همراهی رسانه ها برای ترویج فرهنگ است. کم نیستند کسانی که دل در گرو فرهنگ این سرزمین دارند. و ترویج آن را وظیفه ای و حقی بر گردن خویش می دانند. سال ها برای شناخت این فرهنگ همت گماشته اند تا بتوانند آن را به نسل های پس از خود منتقل کنند. با توجه به بستر رسانه ای که امروزه مهیاست می توان در این راه گام های مؤثری برداشت.

 

فرهنگ و شخصیت:

 

بنابر باورهای نادرست همگانی، برخی اعضای جامعه فرهنگ دارند و برخی دیگر بی فرهنگ هستند. در مورد شخصیت نیز همین حکم را صادر می کنند. اما این یک باور نادرست است و ارتباطی به تعریف ما از فرهنگ و شخصیت ندارد. فرهنگ، همانطور که در ابتدای این مقال ذکر شد، مجموع آداب و رسوم، عقاید و باورها و... است؛ اما شخصیت عبارت است از: مجموع رفتارهای روحی و روانی هر فرد.

 

 

تأثیر فرهنگ بر شخصیت:

انسان از لحظه ای که متولد می شود در ارتباط با محرک های مختلف قرار می گیرد و از عوامل مختلفی که در اطرافش وجود دارد تأثیر می پذیرد.

عوامل محیطی و اقتصادی، محیط جغرافیایی و محیط فرهنگی در شکل گیری شخصیت افراد جامعه مؤثر هستند. از همین رو یکی از وظایف پدر و مادر این است که محیط فرهنگی مناسبی برای فرزند خود مهیا کنند. خانواده نقش جامعه ی نخستین را دارد و در امر پرورش جامعه بسیار مهم است.

با توجه به همین موضوع می توان یکی از آسیب های جدی جامعه ی امروزین را استفاده ی کودکان از شبکه های اجتماعی و بازی های رایانه ای نامناسب دانست. امروزه والدین در  مقابل اصرار کودکان و بهانه جویی هایشان به این کار تسلیم می شوند و تن می دهند.

این مهم را می توان یکی از علل دوری نسل آینده از فرهنگ دانست. به عنوان مثال نسلی که امروزه در حال ورزیدن است در بازی های بعضاً خشن با اصطلاحات و لغاتی آشنا می شود که هیچ ارتباطی با فرهنگ ما ندارد. شاید هنوز وقت آن نرسیده که جامعه در قبال چنین تهدیدی احساس خطر کند. اما اگر دیر شود در آینده ای نه چندان دور تاوان سنگینی بر اثر این بی توجهی خواهیم پرداخت.

 

بازی های خشن، ارتباط های مجازی و ورود به صفحه هایی که متناسب کودکان نیست آنها را از اقتضا و موقعیت سنی خود دور کرده اند و به نوعی به آنها بیش آگاهی نالازم داده اند.

نگارنده خود در بسیاری از کودکان شاهد بوده ام که نسبت به نسل گذشته ی ما منزوی تر و گوشه گیرتر شده اند. نسلی که کمتر زمان خود را با دوستانش تقسیم می کند چگونه می تواند انسانی اجتماعی بار بیاید؟ نکته ی دیگری که بارها شنیده ام و کمتر کسی به آن توجه کرده است گفتن « اعصاب ندارم» توسط کودکان است. این نمی تواند زنگ خطری برای فردا باشد؟ کودکی که امروزش را باید صرف بازی های شاد و کودکانه کند از نداشتن اعصاب سخن می گوید. حالا این سوال پیش می آید که آیا ما در شکل گیری شخصیت و فرهنگ کودکان مان به درستی عمل می کنیم؟

یکی دیگر از آسیب ها استفاده ی بیش از حد والدین از تلفن همراه است. کودکان در وهله ی اول از والدین الگوبرداری می کنند؛ آیا توانسته ایم الگوی مناسبی برای کودکان باشیم؟

یکی دیگر از آسیب ها و فرهنگ سازی های غلط، سوق دادن کودکان به سمت مصرف گرایی است. کودکان امروز هرچه که بخواهند برایشان مهیا می شود. در پاسخ به این ریخت و پاش ها بعضی والدین توجیه می کنند که ما چون خودمان با این کمبودها مواجه بوده ایم، نمی خواهیم فرزندمان هم به این وضع دچار شود.(البته نگارنده آنچه شنیده ام را ذکر می کنم. سعی خواهم کرد در این باره با کارشناسان تربیتی گفت و گویی داشته باشم). این امکانات بیش از حد و آشنایی بیش فعالانه با فرهنگ ها و فضاهای غیرلازم در میان کودکان، خود زنگ خطر دیگری است که ما را در حفظ فرهنگ و هویت ملی دچار تزلزل می کند.

 

آنچه مهم است آگاهی از شیوه ی تربیتی است. این آگاهی تنها با مطالعه و مشاوره با متخصصان محقق می شود. مسأله ای که اگر به آن توجه نکنیم در آینده ما را با مشکلات متعددی مواجه خواهد کرد

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.