حریم شخصی مرا راعایت کنید!

تحلیلی
Typography

حمیدضیایی

تکنولوژی میراث امروزی ماست. میراثی که از عمرش در کشور ما چندان نمی گذرد و بسیاری از جوانان و نوجوانان از تولد آن آگاهی دارند. البته غرض از تکنولوژی، ابزاری است که امروزه در اختیار همگان است(موبایل، دنیای مجازی و...). به هر ترتیت باید بپذیریم که زندگی امروز بدون این ابزار دور از تصور و گاه ناممکن است؛

چرا که بسیاری از مشاغل از این عرصه برای خرید و فروش و... استفاده می کنند. هر چه هست این ابزار جزو لاینفک از زندگی انسان مدرن و امروزی است. سوای مشاغل و ... این ابزارها برای پیام رسانی، کارهای بانکی، نامه های الکترونیکی، ارسال فایل های صوتی و تصویری و... نیز کاربرد دارند و در تسهیل کارهای رومزه به خدمت انسان درآمده است.

یکی از نکاتی که در جامعه ی ما مغفول مانده این است که قبل از ظهور این ابزارها، می باید فرهنگ سازی های لازم توسط رسانه ها و حتا آموزش و پرورش انجام می پذیرفته تا ما را در استفاده ی هرچه بهتر از این ابزارها رهمنون باشد. اما آنقدر سرعت همه گیری این ابزار زیاد بود که فرصتی برای تصمیم گیری در حوزه ی آموزشی آن باقی نماند و این موضوع مهم نادیده گرفته شد.

دنیای مجازی:

صفحه های مجازی امروزه بستری مناسب برای ارایه ی توانایی ها و خواسته هاست. به طوری که دیگر بخش اعظمی از جامعه از این بستر و امکاناتش بهره مند هستند. اما در دنیای مجازی گاهی شاهد رفتارهایی هستیم که در دنیای واقع به دلیل محدودیت های اجتماعی و قانونی نیستیم.

باید در  نظر داشت که جامعه ی ایرانی دارای فرهنگی کهن است و این به جای خود موجب مباهات است. اما همواره ما در جامعه شاهد بروز اصطکاک هایی هستیم که از آن گریزی نیست! اما این اصطکاک ها در مورد همه صدق نمی کند و در همه جا منجر به خشونت نمی گردد. به طور مثال در جامعه و در نگاه مردم هیچ گاه پسندیده نیست که فردی در وسط خیابان شروع به فحاشی کند یا نظرش را به دیگری با ضرب و تشر القا نماید. اما در دنیای مجازی (استثناها را عرض می کنم) ما شاهد چنین اصطکاک ها در سطح وسیعی هستیم.

در دنیای مجازی ما شاهد  اختلاف نظرهایی هستیم که البته این نکته کاملاً طبیعی است؛ چرا که انسان ها هرکدام دارای نگرشی خاص هستند و بی شک هرکدام دارای یک نظر فردی(البته نظر فردی آن نیست که جنبه ی توجیه خطا را پیدا کند).

اختلاف نظر در تمام جوامع بشری وجود دارد و این امری گریزناپذیر است و البته همین تفاوت نظرها دارای اهمیت است. اهمیتش از این جهت است که انسانی که همواره می اندیشد، همواره دارای نظر است؛ به تعداد تمام انسان ها نظر وجود دارد؛ چرا که هرکس جهان را از دیدگاه خود می بیند و درک می کند. این نوع نگرش در مورد آثار فرهنگی_هنری نیز صادق است.

 اما تفاوت نظر دادن در دنیای مجازی و دنیای واقع در نوع اظهار آن است. اگر در عالم واقع با فردی مواجه شویم که با آن اختلاف نظر داشته باشیم، با او به گفت و گو می نشینیم. این گفت و گو در کمال احترام توسط طرفین مدیریت می شود و کم پیش می آید که گفت و گویی به توهین و ناسزا خاتمه یابد.

این مسأله در مورد عقاید دیگران نیز صدق می کند. ما هیچ گاه به عقیده ی دیگران توهین نمی کنیم؛ چرا که وجهه ی اجتماعی ما چنین اجازه ای نمی دهد.

اگر بخواهم شخصیت فردی انسانی را دسته بندی کنیم می توانیم آن را به سه دسته تقسیم کنیم(این دسته بندی علمی نیست و نظر نگارنده است): «وجه فردی»، «وجه خانوادگی»؛ و «وجه اجتماعی».

بدون شک هر فرد، به تنهایی، در اجتماع نقش خود را ایفا می کند و همواره سعی دارد در ایفای نقش اجتماعی خود، به بهترین نحو عمل کند. نوع پوشش مناسب با جامعه، آداب معاشرت با دیگر افراد جامعه، نوع مواجهه با آنچه خلاف خواست و باور اوست و...

این در صورتی است که همین فرد در میان خانواده وجه دیگری از خود بروز می دهد و در تنهایی خود وجه دیگری دارد. به عنوان مثال ما هیچ گاه با لباسی که در خانه به تن می کنیم به مهمانی یا خیابان یا کتابخانه نمی رویم؛ و یا با لباس رسمی و اصطلاحاً لباس بیرون، در خانه رفت و آمد نمی کنیم. چرا که خانه را حریم شخصی و بازار و بیرون از منزل را حریم عمومی می دانیم و نوع برخورد و پوشش با هرکدام را خودمان انتخاب می کنیم.

اگر کمی دقت کنیم دنیای مجازی بی شباهت به دنیای واقع نیست. رعایت بعضی نکات در این فضا نیز الزامی است.

 

دنیای مجازی (به عنوان مثال اینستاگرام را می گویم) حریم شخصی هر فرد است. به طوری که صفحه ی فرد وجه اجتماعی و پیام گیر خصوصی آن وجه خانوادگی آن است.

گاهی ممکن است مطلبی یا نماهنگی(کلیپ) و یا عکسی توسط کاربران بارگذاری شود که منجر به گفت و گو گردد. گفت و گوها عموماً در قسمت نظرگاه(کامنت) صورت می پذیرد. اگر قرار به گفت و گو باشد قطعاً توسط بارگذار مطالب، این گفت و گو آغاز می شود. اما گفت و گوها گاهی به تندروی و گاه به ناسزاگویی ختم می شود. اگر بخواهیم با وجه اجتماعی که پیش از این یادآور شدیم، قیاس کنیم، می توانیم این طور تصور کنیم که: دو نفر وسط خیابان یقه ی یکدیگر را چسبیده اند و به هم ناسزا می گویند. واکنش افرادی که در حال عبور از آن محل هستند چیست؟ عده ای به عنوان تأسف سر تکان می دهند و عبور می کنند و عده ای نقش واسط را پیدا می کنند و برای مصالحه دادن ورود می کنند و عده ای البته آتش بیار معرکه می شوند و در آتش آن نزاع می دمند. ما در دنیای مجازی با این سه دسته که ذکر کردیم بی شک مواجه شده ایم.

در واقع اگر ما به صفحه ای ورود کرده ایم به این معناست که ما با نظر آن شخص موافق یا حداقل نظر آن فرد برایمان مهم است؛ و از همین جهت به صفحه ی آن فرد ورود کرده ایم و پیگیر مطالب هستیم. آیا می توانیم در مواردی که نظر اوست ورود کنیم و در صدد تحمیل نظر خود برآییم و اگر گفت و گو به جایی نرسید ناسزا بگوییم؟ آیا این مصداق تجاوز به حقوق فردی نیست؟

بعضی گفت و گوها را می توان به پیام گیر خصوصی(دایرکت) کشاند. البته باید دید که آن فرد اجازه ی ورود می دهد یا نه! در واقع باید بدانیم آن فرد رضایت دارد که خصوصی با شما گفت و گو کند یا نه!

یکی از اهدافی که شبکه های اجتماعی در نظر داشته اند، همان طور که از نامشان پیداست، ایجاد همبستگی و تعامل بین افراد جامعه بوده است. اما، تا چه حد در این امر، مردم موفق عمل کرده اند، قضاوتش با خودتان است. نگارنده خود شاهد بوده ام که دوستی های درازی بر اثر یک سوءتفاهم جزءیی در پیام رسان ها از هم شکافته شده است. باید در نظر داشته باشیم که ما در پیام رسان ها با متن سر و کار داریم و نمی توانیم آهنگ کلام و لحن گوینده را ادراک کنیم. همین نارسایی در پیام ها به جای آنکه دوستی ها را نزدیکتر کند، برعکس دورتر می کند. این نکته را باید در نظر داشت که ما در پیام دادن با محدویت هایی مواجه هستیم که گریزی از آن نیست. هرچند که ایموجی ها(استیکر) هم به کمک ما بیاید. نباید فراموش کنیم که ما برای به کرسی نشاندن حرف و باور خودمان نیامده ایم! صرفاً برای بهره مندی از دیدگاه دیگران باید صبور باشیم و مخالف خوان خودمان را در نهایت احترام بپذیریم.

 

 

صفحه های خصوصی

چون مثال خود را با اینستاگرام آوردیم بد نیست که با همین محوریت صحبت کنیم. چرا که امروزه اینستاگرام یکی از شبکه های پرطرفدار در میان مردم دنیاست.

در اینستاگرام این قابلیت در اختیار ما قرار دارد که به کسی درخواست دوستی بدهیم. بعضی صفحه ها در حالت خصوصی       privateو یا در حالت عمومی publicقرار دارد. این بدین معناست که ما باید منتظر بمانیم ببینیم آیا درخواست ما پذیرفته می شود یا نه!

شما می توانید صفحه ی کسانی را که در حالت عمومی قرار دارد را بدون انتظار تأیید، پیگیری کنید. آن فرد با قرار دادن صفحه ی خود در این حالت وجه اجتماعی خود را بروز داده و در آن موارد شخصی منتشر نمی کند. پس در این دست صفحه ها ما با وجه اجتماعی افراد مواجه هستیم.

اما کسانی که صفحه ی خود را در حالت خصوصی قرار داده اند، امر دیگری است. در صورتی که شما درخواست دوستی بدهید این فرد به صلاح دید خود و با توجه به محتوای صفحه اش تصمیم می گیرد که آیا درخواست شما را قبول کند یا نه!

هنگامی که درخواست شما توسط این افراد پذیرفته شد، به این معناست که شما را به حریم شخصی خود راه داده اند؛ به نوعی به شما اعتماد کرده اند. در این صورت شما در قبال محتوای شخصیِ آن فرد مسئول هستید و حق باز نشر آنها را با هیچ شیوه ای ندارید. در این صورت می توان مدعی بود که شما به حریم شخصی کسی که مورد اعتمادش بوده اید، تجاوز کرده اید.

 

 

 

 

شماره ی همراه من شخصی است:

تلفن همراه یکی دیگر از وسایل شخصی است که مورد استفاده قرار می گیرد. البته برای بعضی، ابزار تجارت و کارشان است و شماره همراه شان به طور عمومی در اختیار عموم قرار دارد که منظور نظر ما نیست.

اما بعضی ها هستند که تلفن همراه برای شان شخصی است. گاهی پیش می آید که شماره کسی را می خواهید و دوستتان یا یکی از نزدیکانتان آن شماره را در اختیار شما قرار می دهد. این هم یکی از همان نکاتی است که کمتر به آن توجه شده است.

می توان چنین گفت کسی که شماره همراه شخصی خود را در اختیار شما قرار داده است در واقع هدفش فقط شما بوده اید، نه کس دیگری! در واقع او هم به شما اعتماد کرده است و شما حق ندارید آن شماره را بدون کسب اجازه از خود فرد در اختیار دیگران قرار بدهید. در صورتی که کسی از شما شماره آن فرد را خواست، بهتر است قبل اینکه شماره را به دیگری بدهید با آن تماس بگیرید و به او اطلاع بدهید.

اگر فردی چنین اجازه ای را به شما نداد می توانید برای فرد درخواست کننده عذری بیاورید و از دادن شماره ی شخصی دیگران امتناع کنید.

البته در این بین ممکن است فرد درخواست کننده از ما دلخور شود. اما باید بپذیریم که ما حافظ حریم شخصی دیگران هستیم و نباید به حقوق اولیه شان تجاوز کنیم. در نهایت اجازه بدهیم بعضی فرهنگ ها که مربوط به استفاده هرچه بهتر و بی دغدغه تر از تکنولوژی است در میان مردم رواج پیدا کند تا بتوانیم به یکدیگر بیشتر اعتماد کنیم و کمتر از اعتماد یکدیگر سوءاستفاده شود

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.