دکتر زهرا عاصمی 

  • سلام .خسته نباشید .اول یک نکته عرض کنم و آن اینکه من با خواندن این روزنامه، قسمت های بزرگی از مشکلات فرزندانم را خودم حل کردم و بی نیاز از مشاوره رفتن شدم. برای همین تشکر فراوان می کنم . ولی تا الان به خجالتی بودن کودکان اشاره ای نکرده اید. لطفا در این مورد راهنمایی بفرمایید . من دختری 8 ساله دارم که خیلی خجالتی است وخجالتی تر از فرزندان دیگرم .چکار کنم ؟ممنون.

 

سلام و سپاس از حسن توجه تان به این صفحه و این دوهفته نامه . البته قبلا هم در مورد خجالت کودکان ، اینجا پاسخ داده شده ولی با این حال به مطالب زیر توجه بفرمایید :

دقت کنید خودتان فرموده اید که " دخترم از فرزندان دیگرم خجالتی تر است "  یعنی این که معلوم می کند فرزندان شما همه خجالتی هستند ! پس انتظار نداشته باشید در فضایی که خواهر و بردارها همه رفتارهای خجالتی دارند دختر 8 ساله شما جسور وشجاع باشد ، بلکه دررفتار والدگری خود و همسرتان دقت بیشتر و در صورت لزوم تغییرات لازم را به عمل آورید .

 

خجالت؛ نشان دهنده عدم حرمت نفس یا کمبود اعتماد به نفس همراه با اضطراب مي باشد.كودك خجالتي كودك مضطربی است كه باور دارد من خوب یا کافی نیستم و اگر دیگران از نقص من اگاه شوند به من آسيب مي زنند مثلا تحقیرم می کنند ، بمن می خندند ، مرا دوست ندارند ، مرا دعوا می کنند ، و ....

لذا چند مورد مهم را جدی بگیرید :

الف ) هميشه احساس های  كودك را جدی بگیرید و تاييد كنيد. مثلا  وقتي از چیزی می ترسد نگویید :  اين كه ترس نداره يا نترس، بلکه بگویید :  ميدونم داری ميترسي ، ولی من پیشت هستم و از تومراقبت می کنم ..

یا وقتی عصبانی است نگویید : این اداها رو در نیار ! این که عصبانیت نداره .. بلکه بگویید : درکت میکنم ، میفهمم که  الان عصبی شده ای..

در صورت نفي و رد احساس كودك، او به اين نتيجه مي رسد كه من هيچي نمي فهمم، هر چه احساس مي كنم اشتباه است و شروع به نفي احساس خود و شخصيت خود مي كند.

 

ب) کودک را به صورت مستقيم تصحيح نكنيد. هرگز او را جلوي دوستانش يا در مقابل جمع يا حتي جلوي خواهر و برادرش اصلاح نكنيد در صورت لزوم، در اتاقش به تنهايي درباره كار اشتباهش صحبت كنيد. حتی اگر مشکل گفتاری دارد و كلمه اي گفت كه اشتباه بود، در جمله اي از آن كلمه به طور صحیح استفاده كنيد.

 

ج) وقتي با شما صحبت مي كند به او توجه مخصوص نشان بدهيد. اگر در حال تلفن حرف زدن، صحبت با دوستانتان، كار با كامپيوتر، يا تماشاي تلويزيون هستيد لحظه اي كارتان را متوقف كنيد، به چشمانش نگاه كنيد، و اگر کار مهم وفوری دارید  از کودک بخواهيد منتظر باشد بعد از اتمام كارتان با او صحبت خواهيد كرد.

 

د) از کودک بخواهيد برايتان كتاب بخواند، شعری که در مدرسه یادگرفته بخواند، فيلمي كه ديده را تعريف كند و نشان بدهيد مشتاق شنيدن هستید.

 

ه) هرگز به او يا كارهايش نخنديد  مخصوصا در جمع حتي به كارهاي جالب  وبامزه اش هم نخنديد مگر انكه خودش اين خواسته يا انتظار را داشته باشد.

و) فرزندانتان را در زمينه يك  کارجمعی  یا  ورزش گروهی بسازید تا در جمع ، احساس پیوند اجتماعی کند و در یک زمینه خاص ( بشرط اینکه مورد علاقه اش باشد) بدرخشد .

ز)هرگز با فرزندتان درد دل نكنيد مثلا  بدي ديگران مخصوصا همسر خود را هرگز به او نگوييد. پدر و مادر باید دوست فرزندانشان باشند ولی هیچگاه هیچگاه هیچگاه هیچ پدر و مادری حق ندارد فرزندش را به عنوان دوست خود انتخاب کند.

ح)روزي چندین بار به جا و به موقع به او بگوييد تو خوبي. مرسي پسر خوبم، ممنونم دختر خوبم.

 

ط) از خجالتی بودن او در جمع حرفی به میان نیاورید کودکان خجالتی در برابر حرف های اطرافیان بسیار حساس اند. حرف زدن در مورد خجالتی بودن او در مقابل خودش، تنها وضعیت را وخیم تر خواهد کرد. همچنین از ظاهر او ، میزان رشد او، ویژگی های او هرگز ايراد نگيريد و او را با كسي مقايسه نكنيد.

 

ی) به خاطر اشتباهش او را تنبيه نكنيد ، حتی اجازه بدهيد اشتباهات بي خطر كند و در صورت نياز بدون منت  فقط كمكش كنيد. و در مقابل رفتارهایی که شما را ناراحت می کند به او احساس گناه ندهيد. مثلا خسته شدم از دستت، پيرم كردي، كاش بميرم راحت بشم و ....

 

ک)  از كودك به عنوان رادار و جاسوس در موردهیچ کس ( مخصوصا همسرتان  و خواهر و برادرهایش ) استفاده نكنيد.

 

م)  در پی هر پیشرفت کوچکی او را تحسین کنید. کودکان خجالتی همیشه فکر می کنند دیگران در مورد آنها بد قضاوت می کنند. این کودکان به قضاوت مثبت احتیاج دارند .پس هر بار کار درستی انجام می دهد او را تشویق کنید مثلا «من به تو افتخار می کنم.»، «چه قدر شجاعی!» و ...

موفق باشید .

محسن صفریان

به طور کلی مسائل و مشکلات تربیتی- اخلاقی در جامعه، گرچه ظاهرا کم رنگ به نظر می رسند و توجه چندانی به آن نمی شود، اما بسیار با اهمیت اند. جوامع مختلف گرچه از نظر عقاید مذاهب ادیان و عوامل فرهنگی تفاوت های بنیادین باهم دارند اما این تفاوت ها نباید هیچگاه عامل بی توجهی وبروز اختلافات یک فرهنگ، نسبت به فرهنگ های دیگر شده باشد.

ترجمه: محبوبه وزیری 

 بسیاری از افراد بر این باورند که بدبینی نشانه هوش و توانایی شناختی است. شخصیت‌های داستانی مانند شرلوک هلمز ایده ی«نابغه ی بدبین» را رایج کرده‌اند. نابغه ی بد بین کسی است که بیش از حد باهوش است و از طریق این هوش دریافته است که اکثر مردم جهان خودخواه و فریبکار هستند و حاضرند هر کاری که لازم است برای پیشرفت انجام دهند.

ترجمه : محبوبه وزیری 

مزایای داشتن احساس هدف در زندگی واقعا شگفت انگیز است افراد با هدف شادتر و سالم تر و حتی ثروتمندتر هستند. آنها دارای عادات سالم هستند، بهتر می خوابند، از روابط شخصی لذت می‌برند و سلامت روانی بهتری دارند. علاوه بر این خطر ابتلا به آلزایمر در آنان کمتر است. محققان می گویند داشتن هدف بعد از پنجاه سالگی که تعاملات اجتماعی فرد کمتر می شود و مشکلات جسمی محدودیت فردی ایجاد می‌کند، جنبه مهمتری در زندگی به خود می گیرد.

 با این وجود محققان در پاسخ به این سوال که آیا در سنین بعد از ۵۰ سالگی هدف مهم تر است یا سرگرمی مردد هستند. برخی معتقدند شادی ناشی از هدف طولانی‌تر است و حتی می‌تواند «نقطه تنظیم شادی» ما را افزایش دهد،

بر خلاف فعالیت‌های لذت بخش فعالیت های هدفمند به تلاش و زمان بیشتری نیاز دارد اما در نهایت منجر به احساس رضایت طولانی مدت می شود. آنها می گویند با یک حس قوی از هدفمند بودن می توانیم بر چالش‌ها غلبه کنیم،همچنین هدفمند بودن اغلب به معنای دنبال کردن یک مسیر خلاقانه یا مسیر توسعه شخصی یا معنوی است. برخی نیز معتقدند که با وجود این که مزایای زیادی برای هدفمندی در زندگی وجود دارد تاکید زیاد بر هدف و نداشتن سرگرمی باعث ایجاد سطوح بالاتری از استرس و افسردگی می شوند، آنها معتقدند سرگرمی عاطفه مثبت، بی خیالی، سرزندگی و رضایت از زندگی را برایمان فراهم می‌کند و اگر چه سرگرمی و تفریح اغلب گذرا هستند اما آنها تجربیاتی از شادی را به ما می‌دهند . در تحقیقات دیگر دیدگاه متفاوت تری ارائه شد. محققان دریافتند که افزایش زمان آزاد یا اوقات فراغت تا حدی احساس خوشبختی را افزایش می دهد اما وقت آزاد بیش از حد منجر به کسالت و بی هدفی می شود این محققان توصیه می‌کنند در مواردی که افراد با زمان فراغت زیادی مانند بازنشستگی مواجه می شوند اگر هدف جدیدی اتخاذ کند احساس رضایت خاطر بیشتری می توانند به دست آورند.

 

دکتر زهرا عاصمی 

  • سلام.ضمن تشکر . من دختری 7 ساله دارم ،کلاس اول دبستان ، دو تا مسئله ای که دارد این است که اولا بسیار بدخط می نویسد و دوما مرتبا اعلام می کند که شما مرا دوست ندارید . لطفا راهنمایی کنید .متشکرم

محسن صفریان 

به طور کلی اپیدمی طلاق، در جامعه همچنان در راس معضلات اجتماعی یکه تازی می‌کند و گام شیرین زوجین را تلخ و چراغ روشنایی خانواده‌ها را یکی پس از دیگری خاموش می کند. خانواده و لزوم تشکیل آن در همه ادیان و سنت ها و فرهنگ ها سفارش شده و لازمه استمرار نسل و حیات بوده و خواهد بود

دکتر زهرا عاصمی 

1-      سلام . ضمن تشکر از همه دست اندرکاران این صفحه ، که واقعا کمک خیلی خوبی به خانواده هاست .سوالی دارم در مورد فرزندم که 6ساله است وبه نظرم علائم بیش فعالی دارد و همچنین با خواهرش بسیار دعوا ومشاجره دارند و شاید بیشترین فعالیت روزانه من ، جدا کردن این دو تا و بعد از آن ، گله گزاری آنها از من است

محسن صفریان

 بطورکلی حقیقت زندگی و پیچیده گی های آن شبیه هیچ پدیده دیگری نیست زندگی فرایندی در هم تنیده مملو از نیازها، عواطف، توانایی، درک، فهم، اندیشه، محبت، خشم، شادی، انتقام، گذشت، تنش،شکست، پیروزی،موفقیت، غم، اندوه، غفلت، اشتباه و صدها احساس خوشایند و ناخوشایند و گاهی غیر قابل بیان وتا حدودی ناشناخته است،

دکتر زهرا عاصمی 

  • سلام .خسته نباشید. من دختری دارم 14ساله خیلی لجباز و عصبی هست .همه جوره باهاش کنار میاییم باهاش دوست شدم که حرفش را بهمان بگوید ولی بیشتر راحت هرکار دلش میخواهد می کند و می گوید مگرنگفتید دوست هستیم .چند وقت است عصبی و کم حوصله شده و  پست و متن های دپرس  می گذارد ودوست دارد

محسن صفریان

 شاید به جرأت بتوان گفت یکی از جدی ترین چالش های خانوادگی و اجتماعی، اختلافات خانوادگی و عدم توافق در زندگی زناشویی است که این سال ها شتاب بیشتری بخود گرفته و اغلب زندگی ها را در آستانه پرتگاه قرار داده و گاهی هم منجر به سقوط خانواده‌ها شده است.

حمیدضیایی

آبلوموف(اُبلوموف) نام رمانی از «ایوان گنچارف» است. این رمان با نگاهی دقیق به اوضاع اجتماعی نوشته شده است. توصیف‌های دقیق و موشکافانه یکی از شاخصه‌های مهم این رمان است؛ اما نکته‌ای که نظر مرا به خود جلب کرد، این بود که ابلوموف نام یک شخص نیست و می‌تواند توصیف یک جامعه باشد. جامعه‌ای که  تصور می‌کند همواره در حرکت است و از ایستایی بیزار است. جامعه‌ی دچارِ ابلوموفیسم، جامعه‌ای است که همواره از تمام اوضاع گلایه دارد و در حد تئوری‌ نظریه‌هایی نیز ارایه می‌کند؛ اما در مرحله‌ی عمل که مهم‌ترین بخش هر کاری است، منفعل و خموده ظاهر می‌شود. جامعه‌ی ابلوموف‌زده به انسان می‌اندیشد؛ّ اما برای بهبود اوضاع جامعه‌ی انسانی همواره منتظر معجزه و منجی است. به این پاراگراف که ابلوموف درباره‌ی اثر یک نویسنده نظر می‌دهد، دقت کنید: :«آخر انسان کجاست؟ شما همه می‌خواهید با ذهن‌تان بنویسید. خیال می‌کنید وقتی فکر بود دیگر دل لازم نیست. نه، جانم، عشق است که فکر را بارور می‌کند. دست به سوی انسانِ فرولغزیده پیش ببرید تا بلندش کنید و اگر امیدی به نجاتش نیست به تلخی بر او اشک بریزید. به بیچارگی‌اش نخندید. دوستش بدارید و در وجود او خود را ببینید و بر او همان‌طور قضاوت کنید که بر خود می‌کنید. آن وقت نوشته‌هاتان را می‌خوانم و پیشتان سر فرود می‌آورم.» این یک نمونه‌ی بارز از جامعه‌ای است که قبل از خواندن چیزی، درباره‌ی آن نظر می‌دهد. این تنها راهی است که یک جامعه‌ی ابلوموف می‌تواند برای گریز از زحمت و رنجِ ساختن برای خود انتخاب کند. ابلوموف در جامعه‌ی ما نمونه‌های متعددی دارد؛ ابلوموف دانشگاهی؛ ابلوموف هنری ؛ ابلوموف فرهنگی و اجتماعی؛ و در نهایت ابلوموف خانوادگی!‌ هر کدام از این شاخص‌ها را که به عنوان مثال آوردم، می‌توانم مصداقی نیز بیان کنم. ابلوموف در جامعه‌ی ما صورت‌های مختلف به خود می‌گیرد. تا جایی که دیگر نمی‌توانی مرزی برای آن مشخص کنی. در هر کدام از شاخه‌های ذکر شده نمونه‌های زیادی دیده‌ام که در ادامه به آن اشاره می‌کنم.

 

 

ابلوموف دانشگاهی:

وقتی صحبت از دانشگاه و تحصیل می‌شود، تنها تصویری که به ذهن متبادر می‌گردد این است که دانشجو همواره باید در حال تحقیق و استقصا باشد؛ اما در واقعیت با چه چیزی مواجه می‌شویم؟ روزگاری دانشگاه‌ها نماد روشنفکری و آزاداندیشی بودند؛ اما امروزه دانشگاه‌ها تبدیل به مرکزی برای تولید کاغذ شده‌اند. کاغذهایی که به عنوان مدرک از آن‌ها یاد می‌شود و کاربردی جز ارتقای شغلی و حقوقی و یا سندی برای استخدام در اداره‌ای غیرمرتبط ندارند. دانشجو در خط سیری که مدرس دانشگاه برایش ترسیم کرده حرکت می‌کند و دیگر به خود زحمت تغییر مسیر را نمی‌دهد. رنج مطالعه و اندیشیدن را به خود نمی‌دهد. کنج‌کاوی نمی‌کند؛ اهل تحقیق نیست و در پایانِ تحصیل به یکی از تایپ‌وتکثیرهای شهرش می‌رود و پایان‌نامه‌اش را خریداری می‌کند. دانشجوی ابلوموف نمی‌تواند چند سطر را روان و بدون غلط بنویسد. دانشجوی ابلوموف در رویای خود یکی از مناصب مهم کشوری را می‌بیند؛ اما از اداره‌ی امور خود عاجز است. دانشجوی ابلوموف اهل مطالعه نیست؛ اما این توانایی را دارد که هرگاه برایش پرسشی پیش بیاید سری به ویکی‌پدیا بزند و پاسخ خود را پیدا کند. دانشجوی ابلوموف حرف برای گفتن زیاد دارد اما برای حرف‌هایش نمی‌تواند سند و مدرک و تحلیل درستی ارائه کند. دانشجوی ابلوموف همواره خود را پشت مدرک تحصیلی‌اش پنهان می‌کند و همواره تظاهر می‌کند که برای گرفتن آن مدرک و جایگاه بسیار زحمت کشیده است. دانشجوی ابلوموف تمام توانایی‌اش در مدرک دانشگاهی‌اش است؛ بدون آن مدرک مثل سربازی است که در میدان جنگ خلع‌سلاح شده است. دانشجوی ابلوموف همواره خود را دغدغه‌مند نشان می‌دهد، اما از آخرین اتفاقاتی که در شهر خودش رخ داده، بی‌خبر است. دانشجوی ابلوموف همواره در دنیای مجازی اظهار نظر می‌کند و خود را نگران اوضاع نشان می‌دهد بی‌آنکه قدمی برای بهبود شرایط خود برداشته باشد چه برسد اجتماع.

 

 

ابلوموف هنری:

ابلوموف هنری یکی از شخصیت‌های مهم در حوزه‌های هنری است. ابلوموف هنری همواره در حال خلق آثاری است که هیچ ارزش هنری‌ای ندارد. ابلوموف هنری چنین احساس می‌کند که مردم باید همواره ممنون او باشند و قدردان کارهای او. ابلوموف هنری کسی است که به جای اندیشیدن به عمق کارهای تولید‌ی‌اش به فکر این است که چند مخاطب جدید را می‌تواند جذب کند.

دکتر زهرا عاصمی 

  • سلام و تشکر فراوان . من بانویی 31 ساله هستم . کاشمری نیستم ولی عروس کاشمری ها هستم و اینجا ساکنم .بیشترین ارتباطم با خانواده همسرم هست . ما 4 تا جاری هستیم که در یک مجتمع زندگی می کنیم . زیاد دورهمی داریم . بعضی از خصوصیات و عادات رفتاری ما را وقتی با همدیگر هستیم می نویسم .

محسن صفریان

حدود یک سال و نیم قبل بود که مهمان ناخوانده ازراه رسید و بدون تشریفات وارد اجتماع انسانی شد و تمام معادلات، از جمله سلامت جسمانی و روحی روانی را در هم آمیخت و هنوز هم که هست جا خوش کرده و هر روز رنگ عوض می کند گویا حالاها مهمان انسان هاست و هر روز هم تیر زهرآلود خود را بر پیکر همنوعان ما وارد کرده و تذکره آخرت را بدون شرمساری به قید قرعه امضا می کند