شطرنج باز

ادبی
Typography

سید علی رضوانی

میکرو چنتوویچ پسری بسیار کندذهن و کودن بود. اگر خطابش نمی کردی و وقعی به او نمی گذاشتی، همه ی روز را همچو گوسفندی در بیشه، یک گوشه ی خانه کز می کرد و دّم از دّمش بلند نمی شد. البته بسیار حرف­شنو بود اما این حرف­شنوی نیز ریشه در بلاهت و سفاهت او داشت.

تا چهارده سالگی اگر از جمع و تفریق با او سخنی می گفتی، انگشتانش را بالا می آورد و شروع به شماردن می کرد و در سنین جوانی نیز قادر نبود حتی ساده­ترین جملات را بخواند. از بدیهی­ترین فضایل و آدب اخلاقی بی­بهره بود و از قول حریفی «در تمام زمینه ها به یک اندازه ابله بود.»  اما او بزرگترین شطرنج­باز آمریکا بود.

بله! جای بسی تعجب است اما در حقیقت چنین بود. اگر شما نیز از این شرح غریب در تعجب­اید پس احتمالاً باید به راوی داستان معهود نیز مجالی برای تعجب بدهید.

راوی داستان «شطرنج­باز» در کشتی­ای که از نیویورک به مقصد بوئنوس آیرس در حرکت است با جوان معلوم­الحال هم­قطار است و مایل است عطش کنجکاوی­اش را فروبنشاند و به هر طریق ممکن با او هم­کلام و همراه شود. به این منظور چند نفر از دوستان و مسافرانی را که اندک آشنایی با بازی شطرنج دارند، یک­جا جمع می کند تا در ازای پرداخت مبلغی با میکرو چنتوویچ، شطرنج بازی کنند.

چنان که انتظار می رود بازی اول را می بازند. شطرنج­بازان مبتدی دربرابر مرد شماره ی یک شطرنج آمریکا تنها بیست و چهار حرکت دوام می آورند. طولی نمی کشد که همه ی مسافران کشتی از برگزاری این بازی شطرنج مطلع می شوند و توجه­شان به آن سو جلب می شود. بازی دوم آغاز می شود اما در میانه ی بازی، اتفاقی عجیب رخ می­دهد. مردی چهل و پنج ساله که کسی او را نمی شناسد سر می رسد و با دادن نظرات و توصیه­هایی، بازی را به پات1 می کشاند.

این فرجام عجیب، تمام افراد حاضر در کشتی را به تحیر وامی دارد. همه از خود می پرسند که این فرد کیست؟ مگر فرشته­ای است که از آسمان نازل شده؟

اگر حال با خود خیال کنید که مرد مذکور لابد یکی از آن قهرمان­های دوران قدیم شطرنج است که حال چنین گم­نام و گم­نشان است باید بگویم که سخت در اشتباهید! مسئله بسیار پیچیده­تر از آن است که به نظر می رسد. و این مسئله زمانی پیچیده­تر می شود که مرد اعلام می کند در مدت بیست و پنج سال گذشته تا کنون هرگز حتی یک مهره ی شطرنج را از نزدیک ندیده است. اینجاست که بخش اصلی ماجرا آغاز می شود و مخاطب را یکسر غرق داستان می کند؛ داستانی که تا تمام نشود، آسوده­اش نمی گذارد.

شطرنج­باز آخرین دستاورد اشتفان تسوایگ2، نویسنده ی شهیر اتریشی، در مقام نویسنده است. شاهکاری که نخستین بار در سال 1942 و یک سال پس از مرگ خالقش در استکهلم منتشر شد. شهرت تسوایگ بیشتر به سبب رمان های کوتاه و زندگی­نامه هایی است که در مدت شصت سال عمر پربار خود آنها را به رشته ی تحریر درآورده است. از محبوبترین آثار این نویسنده می­توان به «آموک»، «بیست و چهار ساعت از زندگی یک زن» و «وجدان بیدار»3 اشاره کرد. شاهکارهایی که نشان از فراست و ژرف­اندیشی نویسنده­ای دارد که همواره اصول اخلاقی و ارزش­های معنوی را می ستود. شطرنج­باز داستان روشنفکرانی است که دربرابر سیطره ی فاشیسم بر اروپا مقاومت کردند هرچند که نتوانستند مانع آن شوند.

شطرنج­باز به تازگی با ترجمه ی داود نوابی و به همت «نشر نون» در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. لازم به ذکر است نخستین ترجمه ی این اثر در سال 1325 و به به قلم خانم نیره سعیدی منتشر شده است. پس از آن نیز مترجمان بزرگ و نامداری همچون محمد مجلسی و محمود حدادی4 نیز آن را به فارسی ترجمه کرده­اند.

  1. پات:اگر شاه کیش نباشد و هیچ جایی هم نتواند برود و هیچ مهره ای هم برای حرکت دادن نداشته باشد و نوبت با او باشد، شاه پات شده است. در واقع هیچ کاری نمی تواند انجام دهد. (منبع: سایت شطرنج ایران www.shatranjiran.com)
  2. در ایران به نام های اشتفن تسوایگ، اشتفان سوایگ و اشتفان زویگ نیز شناخته می شود.
  3. سیروس آرین ­پور نام «وجدان بیدار» را برای این اثر برگزید، حال آن­که عبدالله توکل آن را به نام «کالون و قیام کاستلیون» ترجمه کرد.
  4. این داستان تحت عنوان «حدیث شطرنج» در کتاب «حدیث شطرنج و رساله­ی سیسرو» منتشر شده است.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.